تاریخ انتشار:93/6/9 - 12:49
شماره مطلب:139369

دستاوردها و ظرفيت هاي مطالعات تيمز و پرلز

هر نظام آموزشي براي "تببین" ،"كنترل" و "پيش بيني" سيستماتيك وضعيت خود از "درون دادها"، "فرآيندها" و "برون دادها "، نيازمند ابزارهاي علمي و استاندارد و قابل اتكا و عرضه در سطح ملي و منطقه‌ايي و جهاني مي‌باشد تا بتواند ميزان صحتِ "مقصد " و "جهت" و" سرعت" حركت خود را بيازمايد وسپس داوري و اصلاح كند.
 با اين مقدمه كوتاه ،چند پرسش بلند قابل طرح است:
1-      ما همواره در حال ايجاد تحول و تغيير و اصلاح، و ارائه دهها طرح و برنامه و سند و منشور و ... در نظام آموزشي خود بوده و هستيم و احتمالا خواهيم بود، اما پرسش پرچالش اين است كه آيا تا به حال ابزاري معتبر براي رصد كردن ميزان اثر بخشي اين تغييرات و برنامه‌ها به شكل طولي و روندي (ونه مقطعي و موردي) داشته ايم تا با تكيه بر آثار مشاهده شده به بازبيني و اصلاح هدفمند آن‌ها بپردازيم؟
2-      ما مدعي قدرت اول منطقه در سند چشم انداز 1404 هستيم و آموزش و پرورش كشور كه به عنوان ركن اصلي توليد و توسعه علمي در فرآيند تعليم و تربيت نسل نو و فردا ساز ، نقش زير سازهاي بنيادي اين ادعا را عهده دار است بايد در خط مقدم اين رقابت علمي و آموزشي قرار گيرد. اما سوال اين است كه ما چه راهبردها و راهكارهاي برخاسته از پژوهش‌هاي مستند و علمي براي چگونگي دسترسي به اين هدف بلند، و پايش مداوم كمي و كيفي ميزان نزديك شدن يا دور شدن به آن را در اختيار داريم و از آن بهره مي‌گيريم؟
3-      آیا ما تا به حال توانسته‌ایم به صورت هدفمند و سيتماتيك و با روش علمی و عینی و مستقل از داوری‌های‌های شخصی و ذهنی، یک تصویر نسبتاً جامع از میزان پیشرفت و یا پسرفت عملکرد نظام آموزشی کشور را در قالب شاخصه‌های تعریف شده و قابل سنجش و مشاهده ارائه دهیم؟
4-      ما در چند سال اخیر شاهد انجام یک سری تعییرات ساختاری(3-3-6) و محتوایی (تغییر کتاب‌های درسی)در نظام آموزشی با هدف تحقق انتظارات اسناد بالادستی بوده‌ایماما برای ارزيابي و سنجش میزان دست یابی به این اهداف،ملاک و معیار تعریف شده‌ایی داریم؟
5-      ما خواهان تربیت دانش‌آموزانی در تراز سند تحول بنیادین، و چشم انداز 1404 هستيم.براي دست‌يابي به اين هدف چه برنامه‌هاي را قصد كرده‌ايم؟چه روش‌هايي را براي پياده سازي اين اهداف پيش‌بيني كرده‌ايم؟ و چه ملاك‌ها و ابزارهايي براي سنجش ميزان دست‌يابي به اين اهداف قصد شده و اجراشده تدارك ديده‌ايم؟
نتايج مطالعات تيمز و پرلز حد اقل داراي سه كاركرد و امكان ويژه زير است:
 1- امكان "تبيين" وضعيت موجود آموزشي كشور در يك نگاه طولي و روندي و نظام‌مند و مقايسه آن با كشورهاي منطقه و ساير كشورهاي شركت كننده در اين مطالعه.
 مصداق بارز آن نتايج و يافته‌هاي ملي و منطقه‌ايي و بين‌المللي در مورد جايگاه، وضعيت، و عملكرد نظام آموزشي كشور در سه درس اصلي و بنيادي (رياضيات و علوم و سواد خواندن) و در سه پايه تحصيلي حساس و تعيين كننده (چهارم و هشتم و ودوازدهم).
اين تبيين علمي بر اساس سه مولفه مهم برنامه ريزي درسي در نظام آموزشي كشور (1- آن‌چه در برنامه‌ها از جانب ساستگزاران و مسولان "قصد" شده است 2- آنچه در ميدان عمل از جانب مديران و معلمان اجرا شده است 3- آن‌چه در بازده نهايي از جانب دانش‌آموزان "كسب " شده است) قابل مشاهده و مقايسه مي‌باشد.
 2- امكان "كنترل وضعيت موجود و ممكن (ميزان پيشرفت و پايش نقاط ضعف و قوت برنامه‌ها و اقدامات انجام شده):
مصداق بارز آن، باز بيني برآيندهاي آموزشي از طريق تحليل ثانوي دادهاي ملي در سطح بافت آموزشي كشور با توجه به عوامل موثر در روند عملكرد آموزشي در ابعاد مختلف برنامه درسي، معلمان، خانواده، دانش‌آموزان، منابع و تجهيزات آموزشي و رابطه آن با ميزان پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان.
3- امكان "پيش بيني" وضع مطلوب آموزشي (كدام عامل يا عوامل، به چه ميزاني، با چه شرايطي، و در چه زمان و مكاني، و با چه سطح اثربخشي مي‌تواند در روند بهبود و ارتقاي كيفيت آموزشي به طور معني‌دار و روشمند و هدفمند مداخله كند.
مصداق باز آن نتايج بدست آمده از 30 طرح پژوهشي و به‌ويژه نتايج پژوهشي پروژه جهاني آقاي مك دونالد از روند عملكرد نظام آموزشي ايران در تيمز و پرلز در سفر اخيرشان به تهران و ارائه جزئيات نتايج طرح خود كه مي‌تواند راهگشاي برخي از مشكلات موجود آموزشي و پيش‌بيني كننده جهت و سرعت روند عملكرد ما در آينده باشد. در گزارش آقاي مك دونالد ضمن اشاره و اذعان به روند پيشرفت‌هاي نسبي ايران در سال‌هاي اخير (به‌وپژه در درس علوم و خواندن و رياضيات پايه چهارم و كاهش نابرابري‌هاي جنسي و طبقاتي در نظام آموزشي) راهكارهاي مشخص علمي براي سرعت بخشي كمي و كيفي به روند علملكرد آموزشي به تفكيك عوامل مختلف: معلم، مدرسه، برنامه درسي، زمان تدريس، روش‌ها، منابع، و خانواده و.. (با استفاده از مدل‌هاي آماري پيشرفته و چند سطحي و ..) ارئه نموده‌اند.
به نظر مي‌رسد كه مطالعات تيمز و پرلز ابزار نسبتاً مناسبي براي نظارت و بهبود كيفيت نظام آموزشي كشور در برخي از دروس و برخي از پايه‌ها (و نه به عنوان شاخصي مطلق و جامع) است و تلاش اصلي بايد در جهت بومي سازي و جهت گيري‌هاي سنجش ملي و منطقه‌ايي بر اساس مصوبه ماده واحده شوراي عالي آموزش و پرورش (جلسه 785) باشد.
در مجموع  مي توان فهرستي از ظرفيت هاي  تيمز و پرلز  را به شرح زير ارئه نمود:
1-قابليت پاسخ دهي علمي و پژوهشي به برخي از پرسش هاي مطرح شده در باره عوامل موثر بر عملكرد نظام آموزشي و شناسايي و تعيين سهم هريك از اين عوامل در فرآيند ياددهي –يادگيري.
2-هدفمند كردن سرمايه گذاري هاي آموزشي و تربيتي (در سطوح مختلف آموزش ضمن خدمت، برنامه ريزي درسي، روشهاي تدريس،و..) با توجه به نيازها و كاستي هاي موجود و انتظارات.
3- هدفمند كردن برنامه ها ، منابع  و  تجهيرات آموزشي بر اساس نقاط ضعف و قوت شناسايي شده در روند عمكلرد آموزشي.
4- رصد كردن ميزان تاثير تغييرات و اصلاحات انجام شده در ساختار، محتوا و ،منابع و روشهاو رويه هاي آموزشي درطول مطالعات ادواري تيمز و پرلز  با توجه به شاخص هاي اعلام شده .
5-امكان انجام مطالعات طولي ، روندي  و  هم دسته ايي براي مشاهده نظام مند و مستند به يافته هاي پژوهشي در تشخيص موانع و مشكلات موجود نظام آموزشي. 
5- ساماندهي ، جهت دهي و روشمند كردن كليه فعاليت هاي پراكنده و سليقه ايي در فرايند تصميم گيري هاي مديريتي و آموزشي (تبديل فعاليت هاي  تراكمي و براوني به فعاليتهاي تحولي و برداري ).
6-كمك به سياستگزاران و تصميم سازان آموزشي براي  اقدامات هوشمند ، و معني دار  با تكيه بر پيشنهاد هاي برخاسته از يافته هاي تيمز و پرلز.
7- پايش جايگاه و روند پيشرفت آموزشي كشور در سطح ملي ، منطقه ايي و بين المللي بر اساس اهداف از پيش تعيين شده.
8-تحليل ثانوي از داده هاي تيمز و پرلز بر اساس نياز كارشناسان و برنامه ريزان آموزشي و ارائه راهكارهاي علمي متناسب با برنامه ها و اهداف.
9-صرف جويي در هزينه هاي پژوهشي و پيشگري از موازي پژوهي در بخش هاي تحقيقاتي با توجه به قابليت هاي پاسخدهي دستاوردهاي پژوهشي تيمز و پرلز  در حوزه تصميم گيري و برنامه ريزي(امكان سنجش بيش از 750 متغير  مندرج در مجموعه پرسشنامه هاي پيشينه كاوي تيمز و پرلز (پرسشنامه هاي معلم ، دانش آموز، مدرسه ، والدين و..).
10-امكان استفاده از تجربيات موفق ساير كشورهاي شركت كننده  در تيمز و پرلز بويژه كشورهاي منطقه و اسلامي  براي الگوبرداري بهينه و بومي شده در راستاي اهداف آموزشي.
11- امكان انجام پژوهش هاي تطبيقي براي شناسايي عوامل موفقيت و شكست برنامه هاي اجرا شده.
12-تبيين روشمند عومل كلان مقياس بافت اجتماعي و اقتصادي نظام آموزشي (برون آموزشگاهي ) و عوامل خرد مقياس (دورن آموزشگاهي) و تعيين سهم  هر يك اين عوامل در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان.
13- امكان سنجش عملكرد دانش آموزان در حيطه هاي مخلتف يادگيري و شناسايي نقاط ضعف و قوت هريك از اين حيطه ها در مقايسه با خود و ساير كشورها  به تفكيك دروس و پايه ها و موضوع ها و سالهاي مختلف.
14- توسعه و تقويت و ارتقاي فرهنگ پژوهش هاي آموزشي و تعميم نتايج آن به بدنه نظام آموزشي.
15-اشاعه و ترويج چارچوب  و ويژگي هاي  سنجشي تيمز و پرلز ارتقاي نگرش و شايستگي هاي حرفه ايي معلمان  در سطح استانداردهاي بين المللي.
16- امكان تحقق مفاد سند تحول بنيادين (موضوع  بند 4-19) و راهكارهاي پيش بين بيني شده در آن براي انجام اصلاحات آموزشي و تربيتي.
17- شناسايي مدارس موفق و نا موفق در تيمز و پرلز  و كشف  دلايل و عوامل موفقيت و شكست آنها در ابعاد مخلتف ( معلم ،مدرسه  و دانش آموز)  به منظور بكارگيري نتايج  در انجام اصلاحات و تغييرات درون آموزشگاهي.
18- الگلو برداري  محلي و بومي از مطالعات تيمز و پرلز در سنجش  هاي  كلان مقياس آموزشي براي پايش هدفمند پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در پايه ها و دوره هاي مختلف تحصيلي.
گزارش  پيوست تحليل مختصري از چگونگي تاثير نتايج تيمز و پرلز در بهبود عملكرد نظام آموزشي ايران مي باشد.
عبدالعظيم كريمي - مدير ملي مطالعات تيمز و پرلز.

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری