تاریخ انتشار:92/11/7 - 15:28
شماره مطلب:1392117902

بررسی آسیب ها و انحرافات اجتماعی از دیدگاه امام علی (ع)

مقدمه
آسیب های اجتماعی بحث ومطالعه درباره ی علل بیماری و عوارض و علائم غیر عادی است ،که درمباحث اجتماعی اختلال ها ،بی نظمی ها و نابسامانی ها ی اجتماعی رابا سه هدف عمده ی زیر بررسی می کند :
1.مطالعه وشناخت آسیب ها و علل پیدایش آن
2.پیشگیری از وقوع انواع انحرافات در جامعه با هدف بهسازی محیط زندگی جمعی
3.درمان انواع انحرافات با بکارگیری روشهای علمی واستفاده از شیوه های مناسب1
(1آقایی ،محمد رضا ـ1380،شماره12)
بنابراین ،مطا لعات آسیب شناسی اجتماعی با هدف تشکیل وتامین سه گانه شناسایی ،تشخیص و پیشگیری یادرمان صورت می گیرد که در برآیند آن ارائه پیشنهاد و راه حل های مناسب برای رفع افات و آسیب های اجتماعی و دفع آسیب های محتمل است.
بعد از تحولات رنسانس در اروپا ،علوم انسانی با شاخه های متعددی همچون جامعه شناسی به مرور زمان شکل گرفته وپدید امدند .
از آن زمان به بعد بود که علت یابی آسیب ها وانحرافات شکل آکادمیک به خود گرفت و اندیشمندان ومتفکران درباره ی علل وعوامل اختلال در نظم و نظام جامعه به ارائه ی نظرات وایده های خود پرداختند.
هم اکنون رشته جامعه شناسی با گرایش های متعدد ،عهده دار شناسایی وضعیت جامعه در حالتهای گوناگون است از همین روست که شاخه "جامعه شناسی انحرافات "سعی در شناسایی حالات بیمار گونه جامعه دارد تا با این شناخت به درمان آسیب هایی بپردازد که جامعه را از مسیر تعادل خارج می سازد.
بدون تردید اکثر نظریه پردازان این رشته علمی(آسیب شناسی اجتماعی)متفکران غربی می باشند که تئوری هاو نظرات آنان همواره مورد استفاده و بهره برداری قرار گرفته است.
آن چه زمینه انتخاب این موضوع را پدید آورد ،طرح این سؤال بود که آیا شخصیت های اسلامی نیز به انحرافات وآسیب هایی که تعادل جامعه را مختل می نماید ،توجه داشته اند.
حضرت علی علیه السلام به عنوان یکی از چهره های تابناک و برجسته است که سخنان رسا و جاودانه ای را از خود عرضه داشته اند که ذهن هر انسان متفکر و آزاده ای را چه مسلمان وچه غیر مسلمان را به خود مشغول می دارد.
بی شک هر جا سخن ازعدل و عدالت وداد ،به میان می آید امام علی (ع)به عنوان یک شا خص بزرگ مطرح می شود.همچنین در زمینه ی علم،عرفان ،عقل و....نیز ایشان سرآمد هستند.سخنان امیرالمؤمنین علی (ع) در گنجینه ای به نام نهج البلاغه گرد آمده است که پس از قرآن کریم دومین سرچشمه زلال وگوارای معارف الهی است.این کتاب،نمونه وبیانگر حکومت علوی ،یعنی حکومت عدل وعلم و فضیلت است.
بر همین اساس ،موضوع "بررسی آسیب ها وانحرافات اجتماعی از دیدگاه امام علی (ع)"برای این کار تحقیقی انتخاب گردید تا شاید راهگشایی باشدبرای دستیابی به علوم اسلامی که همواره مورد تاکید و سفارش رهبر انقلاب بوده است."امام خمینی ره"در همین خصوص می فرمایند برشما جوانان مسلمان،لازم است که در تحقیق وبررسی حقایق اسلام در زمینه های سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و...اصالت های اسلامی رادر نظر گرفته وامتیازاتی که اسلام رااز همه مکاتب دیگر جدا می سازد فراموش نکنیم.مبادا قرآن مقدس وآئین نجات بخش اسلام را با مکاتب غلط ومنحرف کننده ای که از فکر بشر تراوش کرده است خلط نمایید.1
(1. امام خمینی،1361،جلد1)

چکیده
هدف ازاین مقاله دستیابی به اندیشه های امام علی (ع)پیرامون آسیب های اجتماعی است.
به دنبال این هدف پیش از بررسی نظریات گوناگون در مورد انحرافات و آسیب های اجتماعی با مبنا قرار دادن کتاب"نهج البلاغه" به گزینش سخنان امام علی(ع)پیرامون موضوع تحقیق پرداخته شده است.
سپس عوامل متعددی همچون ظلم و ستم فتنه نفاق ترک امربه معروف ونهی از منکرپیمان شکنی فقروثروت اندوزی و.... بعنوان آسیب های مطرح شده توسط امام علی(ع) مورد بررسی قرار گرفت. پس از شناسایی این عوامل به راهکارهای ارائه شده از سوی امام علی (ع)در برخورد با این آسیب ها توجه گردیده است.
به دنبال آن مقایسه ای بین اندیشه های امام علی (ع) پیرامون آسیب ها ی اجتماعی ونظریات اندیشمندان و متفکران زیست شناسی روان شناسی وجامعه شناسی صورت گرفت.
نتیجه این دیدگاه ها ی امام علی(ع) تعارضی با متفکرین مطرح شده نداشته و از بسیاری جهات شبیه یکدیگر بوده
است.با این تفاوت که امام علی (ع) در شناخت ماهیت انحرافات وآسیب های اجتماعی همه ی عوامل فردی و اجتماعی زیستی وروانی را مورد توجه قرار داده و توجه به یک دسته از عوامل مانع از نادیده گرفتن سایر عوامل نگشته است .
فصل اول :کلیات تحقیق/ بیان مسئله
بطور کلی در بررسی وتحقیق پیرامون آسیب ها وانحرافات اجتماعی همواره به تئوری ها ونظرات اندیشمندان وجامعه شناسان غربی بر می خوریم که سعی در ارائه تعاریف مشخصی از انواع آسیب ها وانحرافات اجتماعی داشته اند وبه بررسی چگونگی ایجاد و شکل گیری آنها پرداخته و نهایتا راهکارهاییبرای جلوگیری ومبارزه با این آسیب ها ارائه داده اند. آنان کوشیده اند تا عواملی که باعث ناهمگونی و مانع ایجاد نظم اجتماعی گردیده را شناسایی نموده و به رفع ان ها اهتمام ورزند.
بدون شک انحرافات باعث فرسوده شدن و تحلیل رفتن تدریجی نیروی لازم برای شکوفایی و تجدیدحیات جامعه
می گردد،لذا بررسی و شناسایی و پیشگیری از آن یک عامل مهم درراه پیشرفت هر جامعه است.
در این تحقیق با مراجعه به آراء و نظرات امام علی (ع) در نهج البلاغه به این مسئله می پردازیم که:آیا امام علی(ع) در سخنان و نوشته هایشان به آسیب ها و انحرافات اجتماعی نیز پرداخته اند؟و آنها شامل چه مواردی می دانسته اند.
اهمیت و ضرورت تحقیق
"امام خمینی ره"پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکید بسیار زیادی در خصوص اسلامی شدن علوم انسانی ،بحث جامعه شناسی اسلامی و...داشته اند که متاسفانه کار چشمگیری در این زمینه انجام نگرفته است.
اما اکثر تئوری ها و نظریه های مربوط به آسیب ها و انحرافات اجتماعی توسط متفکرین و اندیشمندان غربی با توجه به شرایط زمانی و مکانی خاص آن مطرح شده است.
در این موقعیت زمانی که ما در آن زندگی می کنیم که سیل تهاجم فرهنگی غرب سعی در تخریب ریشه های اعتقادی - فکری مسلمانان خصوصاٌ نسل جوان را دارد مراجعه به منابع غنی اسلامی ما را در راه بازسازی جامعه ای منطبق بر معیارهای اسلامی و انسانی یاری خواهد داد.
الگو گرفتن از رفتارهای امام علی (ع) مستلزم شناخت صحیح اندیشه های آن حضرت است.
امام علي (ع) یکی از بزرگترین اندیشمندان و متفکران اسلامی و بشریت است و در زمینه های مختلف علمی،دارای آراء و دیدگاه های عمیق و ناب می باشند.و ایشان را باید بنیانگذار جامعه ای مدنی و سر شار از احترام به حقوق
مردمان و گسترش روحیه ی عدالت جویی و بسط عنصر معنویت در تمامی حالات و رفتارهای انسان دانست.1
(1. نهج البلاغه،ترجمه محمد عابدینی،ص 5)
اهداف تحقیق
هدف اصلی در این کار پژوهشی بررسی اندیشه ها و دیدگاه های امام علی (ع)در مورد آسیب های اجتماعی و همچنین بررسی راه های اصلاح انحرا فات از دیدگاه امام علی(ع) میباشد.
بطور کلی اهداف تحقیق عبارتند از:
1.از دیدگاه امام علی (ع) چه مواردی انحراف محسوب می گردد؟
2.انحرافات جه پیامدهایی برای جامعه خواهد داشت؟
3.علل بوجود آمدن انحرافات درجامعه چیست؟
4.امام علی (ع) چه راه هایی برای پیشگیری از این انحرافات پیشنهاد می کنند؟
کاربرد و نتایج تحقیق
روش بکار رفته در این تحقیق اسنادی یا کتابخانه ای می باشد پس قطعا نتایجی همچون تحقیقات میدانی و یا کاربردی در پی نخواهد داشت.

روش تحقیق
روش این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی نبوده و یک کار اسنادی و کتابخانه ای می باشد و جمع آوری اطلاعات از طریق تهیه فیش از کتب ومجلات گوناگون وسپس دسته بندی فیش ها و تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده ها اساس کار را تشکیل می دهد.

محدودیت های تحقیق
در تحقیقات کتابخانه ای کمیت و کیفیت منابع مورد استفاده از اهمیت بسزایی برخوردار است که متأسفانه عدم وجود منابع کافی و همچنین عدم دسترسی به منابع موجود از موانع موجود بر سر راه این تحقیق بوده است.
بیان مفاهیم و توضیح پیرامون آن ها
آسیب شناسی اجتماعی:آسیب شناسی اجتماعی مفهوم جدیدی است که از علوم زیستی گرفته شده است و مبتنی برنشانه هایی است که دانشمندان بین بیماری های عضوی و انحرافات اجتماعی قائل می شوند.1
(1. بروس کوئن،ترجمه غلامعباس توسلی،213)
هم چنین در تعریفی دیگر از آسیب شناسی چنین آمده است:
آسیب شناسی عبارت است از مطالعه ی بنیان کارکردهای نابسامان در علوم پزشکی به بیان دیگر مطالعه ی
فرآیند ها و علل امراض است.
البته همانطور که گاهی تشخیص دقیق مرض و تعیین فصل ممیز آن با تندرستی کاری است دشوار،به همان نحو جامعه شناسی که این اصطلاح را بکار گرفته وآسیب شناسی اجتماعی را عنوان کرده است در معرض وضعیت بهنجار و مطلوب حیات اجتماعی ـوضعیتی که انحراف از آن آسیب تلقی می شودـبا دشواری هایی مواجه خواهد
بود.بنابراین آسیب شناسی اجتماعی عبارت است از مطالعه ی نابسامانی و اختلال و عدم هماهنگی و تعادل در کارکردهای مربوط به کالبد حیات اجتماعی انسان ها آشکار است که اصطلاح آسیب شناسی ،از دیدگاهی کارکردی ،از علوم زیست شناختی به عاریت گرفته شده است :
اما در مباحث جامعه شناختی ،هدف آسیب شناختی اجتماعی را با تسامح شناخت کجرفتاری ،علل و عوامل ،انواع و پیامدهای آن می دانند کجرفتاری اجتماعی:تخطی وسر پیچی از قوانین اجتماعی کجرفتاری اجتماعی نامیده می شود.1
(1. رحمت الله صدیق سروستانی1386، 11ـ10 )
انحراف:لغت انحراف هم بطورعام به معنی میل کردن ،برگشتن،کشف کردن و... است.
انحرافات اجتماعی:هر گونه رفتاری است که با انتظارات جامعه یا یکی از گروه های مشخص درون جامعه منطبق و هماهنگ نباشد. بعبارت دیگر انحرافات اجتماعی ،پیروی نکردن از هنجارهاست و هنگامی رخ می دهد که فرد یا گروهی معیارهای جامعه را رعایت نکنند.
انحرافات به دو دسته تقسیم می شوند:
1.انحرافاتی که مجازات قانونی در پی دارند وجرم محسوب می شوند.
2.انحرافاتی که مجازات رسمی به آن ها تعلق نمی گیرد.1
(1. بروس کوئن،غلامعباس توسلی، ص213)
فصل دوم:

چارچوب نظری تحقیق
دانشمندان و جامعه شناسان زیادی دررابطه با شخصیت والای امام علی(ع) و سخنان گوهر بارشان اظهار عقیده کرده اند و همگی معترف به جاذبه ی والای کلام آن بزرگوار بوده اند و اظهار داشته اند برای درک کلام والای آن بزرگوار بارها باید نهج البلاغه را خواند تا شاید به رموز نهفته در آن پی برد وهمگی بر این باور و عقیده بوده اند که مولای شیعیان علی (ع)دانشمند و جامعه شناس بزرگی بوده اند و آن چنان به تبیین رویدادها پرداخته اند گویی از احوال آینده مطلع بوده اند و در همه ی دورانها حضور داشته اند و بسیاری از دانشمندان برای شناخت جامعه ی خود و نظریه پردازی پیرامون آن از کلام ایشان بهره جسته اند و اذعان داشته اند کلام آن امام همام هیچ گاه رنگ کهنگی نمی پذیرد.
چنانچه می بینیم دکتر علی شریعتی،آیت الله مرتضی مطهری،آیت الله خامنه ای و حتی امام خمینی(ره) از اندیشه ها وبیانات آن اسوه ی تقوا حمایت وبهره جسته اند.
دیدگاههای مختلف در زمینه تحقیق :
1.دیدگاههای زیست شناختی انحراف
2.دیدگاههای روانشناختی
3.دیدگاههای محیطی و اجتماعی جامعه شناسی انحرافات
پیشینه نظری
یکی از دلایل پیدایش سخنان امام علی (ع) شخصیت علمی ودینی بی نظیر آن حضرت در جامعه ی اسلامی بود.
که دوست ودشمن به این حقیقت اعتراف کرده اند.
مسلمانان صدر اسلام ،پس از رسول خدا (ص)متوجه عظمت و ارزش والای امام علی (ع) بودند و طبیعی بود که دلها و جان های آماده و بیدار به سوی او پر بکشند و مسائل و مشکلات فردی،اجتماعی و عقیدتی خود را از او بپرسند و راه حل های اسلامی و رهنمودهای واقعی را از او بطلبند.
اینجاست که چشمه های علوم و معارف الهی از جان نورانی امام جوشیدن آغاز کرده و بصورت خطبه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز از زبان حق گوی آن ابرمرد تاریخ جاری می شود و جان و جهان را رنگ حقیقت زده ونورانی می کند.
پس شخصیت و موقعیت امام علی(ع) عامل اصلی مراجعه ی مستمر زن و مرد و همه ی محققان و دانشمندان حق طلبان به سوی آن حضرت به حساب می آید.
ادبیات تحقیق
کلام امام علی(ع) دستور العمل زندگی است.
کلام امام علی(ع)شیوه های کاربردی اجرای عدالت اجتماعی است.
نهج البلاغه کتاب سیاست و حکومت است.
نهج البلاغه کتاب اخلاق فردی وسیاسی-اجتماعی است.
نهج البلاغه راهنمای صحیح دفاع و صلح وجنگ و اخلاق نظامی است.
سخنان امام علی (ع) بیان کننده ی راه و رسم زندگی است.

نهج البلاغه کتاب جاودانه ی ولایت است.

امام علی (ع)میفرمایند:همواره با بزرگترین جمعیت ها باشید که دست خدا با جماعت است از پراکندگی بپرهیزید که انسان تنها بهره ی شیطان است آن گونه که گوسفند تنها طعمه ی گرگ خواهد بود.

آگاه باشید هر کس مردم را به تفرقه و جدایی دعوت کند او را بکشید هر چند که زیر عمامه من باشد

با ترس از خدایی که یکتاست و همتایی ندارد حرکت کنید شما را به ترس از خدا سفارش می کنم وتوصیه می کنم که هر چند دنیا به شما روی آورد به آن توجه نکنید نسبت به آن چه از دست می دهید اندوهگین نباشید حرف حق بگویید برای سود آخرت انجام وظیفه کنید دشمن ستمگر و یاور مظلوم باشید از خدا بتر سید امور خود را منظم و اختلاف های خود را بر طرف کنید زیرا از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود اصلاح میان دو نفر بهتر از یک سال نماز و روزه است.

خدا را خدا را درباره ی یتیمان در نظر گیرید دهان های آنان را برای لقمه ای غذا باز نگذارید و به آنان بی اعتنایی نکنید.لازم است روابط خود را حفظ کنید در راه خدا بخشش نمایید از بی اعتنایی وقطع رابطه با یکدیگر بپرهیزید امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید.1

(نامه 47 نهج البلاغه،ص752-753)

انواع آسیب های اجتماعی از دیدگاه امام علی(ع):

ظلم وستم - بی ایمانی - رشوه خواری و ربا - دنیا گرایی -فقر - ثروت اندوزی -همنشینی با افراد منحرف - کاستی درعقل ونادانی -نفاق –تکبر و خود پسندی –بی تفاوتی در یاری حق –ترک امر به معروف و نهی از منکرحاکمیت نا اهلان و انزوای صالحان –پیمان شکنی –انحصار طلبی –فتنه –زمینه های فتنه –استبداد –تجاوز – تهدید و ارعاب – سلطه گری و سلطه پذیری –شیوه های برخورد امام علی (ع) با منحرفین – عامل انحراف فرد است یا اجتماع.

راهکارهای امام علی(ع)در برخورد با آسیب های اجتماعی

1.تعلیم و تربیت بعنوان راهی برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی 2.مفهوم تربیت 3. عوامل تربیت.

4.روش های تربیت 5. ایمان 6. عبرت گرفتن 7.قرآن خواندن 8.نگه داری زبان 9. پرهیزگاری (تقوا)ویاد مرگ10-درمان شهوت 11-شیوه ی برخورد با دنیا12 -درمان تکبر انفاق13- راه های پیشگیری و مقابله با استبداد 14–مالیات بعنوان راهی برای مبازه با فقر و ثرو ت اندوزی 15–عدالت اجتماعی وظایف فرماندار در قبال فقرا و محرومان جامعه

دیدگاه های امام علی(ع) پیرامون نقش فرمانروا:

1. دولت و حکومت در حفظ و تعادل جامعه

2.حقوق متقابل مردم و حکومت

3.قدرت سیاسی و نقش آن در مبارزه با فقر

4.دستگاه قضایی و نقش آن در مبارزه با ظلم و فساد

5.راهکارهای مقابله با فتنه

مفهوم انحراف از دیدگاه امام علی(ع)

با مطالعه نهج البلاغه و تأمل در خطبه های زیبای آن چنین به نظر می آید که انحراف به معنای خارج شدن از راه راست است (صراط مستقیم)و همچنین در معنای افراط و تفریط می باشد و به گمراهی نیز تعبیر شده است.

امام علی (ع)درقسمتی از خطبه ی 16 چنین می فرمایند:

آن کس که بهشت و دوزخ را در پیش داردکارش زیاد است و این ها سه دسته اند دسته ای به سرعت کار میکنند و

نجات می یابند و علا قمندان بی حالی که امید پیروزی دارند و اشتباهکار ا ین که در آتش جهنم سقوط می کنند. چپ و راست گمراهی است و راه وسط ،طریق اصلی در راه اصلی قرآن و روایات خاندان رسالت و علامت های آن ها موجود است و سر انجام،آنان می باشند .

هر کسی ادعا داشت نابود می شود و هر کسی دروغ گفت خسارت می بیند.کسی که در برابر حق ابراز وجود کند در برابر نادانان سقوط می کند. برای نادانی فرد کافی است که ارزش خود را نداند. اساسی که بر پرهیز گاری باشد سقوط نمی کند.

آسیب شناسی جامعه ازدیدگاه امام علی(ع)

امام علی(ع) طي گفتاري درآغازخلافت به انتقاد ازوضع موجودجامعه پرداخته وبانگاهي علمي ازنظر فرهنگي ، سياسي و اجتماعي به آسیب شناسی آن پرداختند.

آسیب شناسی وضع موجود باشناخت ضعف ها وقوت ها وتوجه به بیم ها وامیدها با پند گرفتن ازگذشته ونگاه به آینده نشان از نگرش وتفکرراهبردی امام(ع) نسبت به مسائل جامعه وجهان وزمانه خوددارد.امام دادگری که درانتخابی(بیعت)آزاد ومردمی (دموکراتیک) به حکومت رسید ونفی تبعیض وخودکامگی واشرافیت وفاصله طبقاتی وتاکید برآزادی وبرابری وعدالت وتامین حقوق انسان ها را درسرلوحه برنامه اصلاحات اجتماعی خویش قرارداد. با تاسف در فضای فتنه آلود جهل وناآگاهی وجنگ قدرت ،آلودگی سیاست وفرهنگ با تعصب وخشونت وپس رفت جامعه به عصر جاهلیت،"اصلاحات علوی" نیزناتمام ماند.

اکنون مائیم وجهان اسلام وسرنوشت امت مظلومی که پیامبرش(ص) نگران سوء مدیریت و مهجورماندن قرآن به عنوان درس زندگی وکمالات انسانی درمیان آنها بود.

راه دورنرویم!

به جامعه وکشورخود هم نیم نگاهی داشته باشیم که باتوجه به شاخص ها وشدت ناهنجاری های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی واقتصادی اش،ازدیدگاه جامعه شناسان ونظریه پردازان توسعه : "جامعه ای درحال گذار، درحال فروپاشی ، استبدادی ، نفتی ، رانتی ، توده ای(پوپولیستی) و.....والگوئی ازتوسعه نامتوازن وناپایدار" نام گرفته است!!

اگرچه اهداف وآرمان هائی چون کرامت و منزلت انسان ، آزادی ها وحقوق شهروندی ، برابری وعدالت ، امنیت و رفاه ، اخلاق وارزش های معنوی وتوسعه وپیشرفت درهرنظام اجتماعی مطلوب مورد تاکیداست اما شکل وروش وساختار حکومت درهرزمانی اقتضائات خاص خود رادارد وقصد ندارم ازاین نظرمقایسه ای انجام دهم . درهرصورت مطالعه دقیق تاریخ سرگذشت دولت ها وجوامع پیشین می تواند درس آموزباشد.این است که علیرغم گذشت ۱٤۰۰سال ازدوران حکومت امام علی(ع) ، بازهم بررسی اوضاع اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی آن زمان ودر زمان ما با نگاه آسیب شناسانه امیرموءمنان(ع) جالب توجه است :

مردم! ما در جامعه ای آكنده ازستم وناسپاسي به سرمي بريم . نيكوكاردرآن بدكاربه شمارآيد وستمكارهردم برسركشي اش مي افزايد.ازآنچه آموخته ايم بهره نمي گيريم وآنچه را نمي دانيم نمي پرسيم وازفاجعه اي كه درپيش است نمي ترسيم

مردم چهار گروه اند:

•گروه اول ، سياست بازاني كه اگر درزمين فساد نمي كنند تنها به سبب ناتواني و زبوني ، كندي شمشير و كمبود امکان ها ومنابع مالي است.

•گروه دوم ، قدرتمداران شروري كه شمشيرازنيام بركشيده ، سواران وپيادگانشان را فراخوانده وخود راآماده فتنه گري ساخته تا براي اندك متاع دنيا وفرماندهي سواري چند و( وعظ و خطابه بر)منبري كه برآن بنشينند ، خود را به دنيا فروخته و دين را به تباهي كشانده اند! چه سوداگري زشتی ست كه انسان ، دنيا را بهاي خود بداند واين سراي ناپايداررا جايگزين پاداش جاويد پروردگارش كند!

•گروه سوم ، مقدس مآبان تزويرگري كه به جاي كاروتلاش سازنده براي خدا واجرآخرت ، با رياكاري و تظاهر درجستجوي دنيا هستند.اينان گامهاي كوتاه برمي دارند ، دامن جامه كوتاه مي كنند ، خود را به زيورصلاح وامانت مي آرايند و پرده پوشي خداوند راابزارگناه مي سازند.

•گروه چهارم ، افراد حقيري كه به دليل نداشتن موقعيت وامكان از پست ومقام جامانده ولي درماندگي خود را به عنوان قناعت وزهد و تقوي مي نمايند ، در حالي كه اززهد و پرهيزبهره اي نبرده اند.

در اين ميان ، مردماني ديگرند كه ياد قيامت ديده شان را فرو بسته و بیم رستاخيز اشكشان را روان كرده است.اينان (به خاطرسخن حقي كه مي گويند) يا درتبعيد اند و تنها ، يا مورد سركوب وهراسان ، يا لب ازسخن فروبسته اند ! واز روي اخلاص خدا را ياد مي كنند و گريان ودردمندند. در گمنامي زیسته اند تا ازآسيب حكومتگران ستمكاردرامان مانند وازخواري ومذلت گويي در درياي نمك غوطه ورند! خاموش اند و خون دل مي خورند ،از پند (نقد مشفقانه ) بي حاصل خسته شده اند ،از چيرگي جاهلان به ستوه آمده اند و چندان قرباني داده اند كه انگشت شمارند!

اينك بكوشيد كه دنيا درنظرتان ازپركاه وخشكيده گياه بي مقدارترباشد! پيش ازآنكه خود مايه عبرت آيندگان گرديدازپيشينيان خودپندگيريد. دلبستگي به دنياي پست را ترك گوئيد ، زيرا دنيا كساني را ازخود رانده كه بيش ازشما به آن دلباخته بودند.1

(- نهج‏البلاغه، نامه 31/خطبه 156/نامه 69/خطبه 104/خطبه 139/خطبه 234 (قاصعه/) نامه 79/همان، نامه 53/نامه 53)

2(مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، قم صدرا، 1377، ج 2)

3 (گروه محققين، مسائل جامعه‏شناسى از ديدگاه امام على عليه السلام، بنياد نهج‏البلاغه، قم، 1375، ص 198)

4(گروه محققين، درآمدى بر جامعه‏شناسى اسلامى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه)

فصل سوم :

زندگی نامه امام علی (ع)

ولادت

حضرت علی ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمی است که پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مي باشد . خاندان هاشمی از لحاظ فضائل اخلاقی و صفات عاليه انسانی در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت و بسياری از فضايل ديگر اختصاص به بني هاشم داشته است . يک از اين فضيلتها در مرتبه عالی در وجود مبارک حضرت علی ( ع ) موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار کعبه نزديک ساخت و چنين گفت : " خداوندا ! به تو و پيامبران و کتابهايی که از طرف تو نازل شده اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسی که اين خانه را ساخت ، و به حق " کودکی که در رحم من است ، تولد اين کودک را بر من آسان فرما ! لحظه ای نگذشت که ديوار جنوب شرقی کعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شکافته شد . فاطمه وارد کعبه شد ، و ديوار به هم پيوست . فاطمه تا سه روز در شريفترين مکان گيتی مهمان خدا بود . و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب سي ام عام الفيل فاطمه را به دنيا آورد . دختر اسد از همان شکاف ديوار که دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت :" پيامی از غيب شنيدم که نامش را " علی " بگذار . "

دوران کودکي

حضرت علی ( ع ) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا که خداوند مي خواست ايشان به کمالات بيشتری نائل آيد ، پيامبر اکرم ( ص ) وی را از بدو تولد تحت تربيت غير مستقيم خود قرار داد . تا آنکه ، خشکسالی عجيبی در مکه واقع شد . ابوطالب عموی پيامبر ، با چند فرزند با هزينه سنگين زندگی روبرو شد . رسول اکرم ( ص ) با مشورت عموی خود عباس توافق کردند که هر يک از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشايشی در کار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پيامبر ( ص ) ، علی ( ع ) را به خانه خود بردند . به اين طريق حضرت علی ( ع ) به طور کامل در کنار پيامبر قرار گرفت . علی ( ع ) آنچنان با پيامبر ( ص ) همراه بود ، حتی هرگاه پيامبر از شهر خارج مي شد و به کوه و بيابان مي رفت او را نيز همراه خود مي برد . بعثت پيامبر ( ص ) و حضرت علی ( ع ) شکی نيست که سبقت در کارهای خير نوعی امتياز و فضيلت است . و خداوند در آيات بسياری بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت گرفتن بر يکديگر دعوت فرموده است . از فضايل حضرت علی ( ع ) است که او نخستين فرد ايمان آورنده به پيامبر ( ص ) باشند . ابن ابي الحديد در اين باره مي گويد : بدان که در ميان اکابر و بزرگان و متکلمين گروه " معتزله " اختلافی نيست که علي بن ابيطالب نخستين فردی است که به اسلام ايمان آورده و پيامبر خدا را تاييد کرده است .

حضرت علی ( ع ) نخستين ياور پيامبر ( ص )

پس از وحی خدا و برگزيده شدن حضرت محمد ( ص ) به پيامبری و سه سال دعوت مخفيانه ، سرانجام پيک وحی فرا رسيد و فرمان دعوت همگانی داده شد . در اين ميان تنها حضرت علی ( ع ) مجری طرحهای پيامبر ( ص ) در دعوت الهيش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضيافتی بود که وی برای آشناکردن خويشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دين خدا ترتيب داد . در همين ضيافت پيامبر ( ص ) از حاضران سؤوال کرد : چه کسی از شما مرا در اين راه کمک مي کند تا برادر و وصی و نماينده من در ميان شما باشد ؟ فقط علی ( ع ) پاسخ داد : ای پيامبر خدا ! من تو را در اين راه ياری مي کنم پيامبر ( ص ) بعد از سه بار تکرار سؤوال و شنيدن همان جواب فرمود : ای خويشاوندان و بستگان من ، بدانيد که علی ( ع ) برادر و وصی و خليفه پس از من در ميان شماست . از افتخارات ديگر حضرت علی ( ع ) اين است که با شجاعت کامل برای خنثی کردن توطئه مشرکان مبنی بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ايشان خوابيد و زمينه هجرت پيامبر ( ص ) را آماده ساخت .

حضرت علی ( ع ) بعد از هجرت

بعد از هجرت حضرت علی ( ع ) و پيامبر ( ص ) به مدينه دو نمونه از فضايل علی ( ع ) را بيان مي نمائيم : 1 - جانبازی و فداکاری در ميدان جهاد : حضور وی در 26 غزوه از 27غزوه پيامبر ( ص ) و شرکت در سريه های مختلف از افتخارات و فضايل آن حضرت است . 2 - ضبط و کتابت وحی ( قرآن ) کتابت وحی و تنظيم بسياری از اسناد تاريخی و سياسی و نوشتن نامه های تبليغی و دعوتی از کارهای حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ايشان آيات قرآن چه مکی و چه مدنی ، را ضبط مي کرد . به همين علت است که وی را از کاتبان وحی و حافظان قرآن به شمار مي آورند . در اين دوران بود که پيامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادری مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علی ( ع ) پيمان برادری و اخوت بست و به حضرت علی ( ع ) فرمود : " تو برادر من در اين جهان و سرای ديگر هستی . به خدايی که مرا به حق برانگيخته است ... تو را به برادری خود انتخاب مي کنم ، اخوتی که دامنه آن هر دو جهان را فرا گيرد . " حضرت علی ( ع ) داماد رسول اکرم ( ص ) عمر و ابوبکر با مشورت با سعد معاذ رئيس قبيله اوس دريافتند جز علی ( ع ) کسی شايستگی زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامی که علی ( ع ) در ميان نخلهای باغ يکی از انصار مشغول آبياری بود موضوع را با ايشان در ميان نهادند و ايشان فرمود : دختر پيامبر ( ص ) مورد ميل و علاقه من است . و به سوی خانه رسول به راه افتاد . وقتی به حضور رسول اکرم ( ص ) رسيد ، عظمت محضر پيامبر ( ص ) مانع از آن شد که سخنی بگويد ، تا اينکه رسول اکرم ( ص ) علت رجوع ايشان را جويا شد و حضرت علی ( ع ) با تکيه به فضايل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود : " آيا صلاح مي دانيد که فاطمه را در عقد من درآوريد ؟ " پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادی رسول اکرم ( ص ) نائل آمدند .غدير خم

پيامبر ( ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرين سال عمر پربرکتش در راه برگشت در محلی به نام غديرخم در نزديکی جحفه دستور توقف داد ، زيرا پيک وحی فرمان داده بود که پيامبر ( ص ) بايد رسالتش را به اتمام برساند . پس از نماز ظهر پيامبر ( ص ) بر بالای منبری از جهاز شتران رفت و فرمود : " ای مردم ! نزديک است که من دعوت حق را لبيک گويم و از ميان شما بروم درباره من چه فکر مي کنيد ؟ " مردم گفتند : " گواهی مي دهيم که تو آيين خدا را تبليغ مي کردی " پيامبر فرمود : " آيا شما گواهی نمي دهيد که جز خدای يگانه ، خدايی نيست و محمد بنده خدا و پيامبر اوست ؟ " مردم گفتند : " آری ، گواهی مي دهيم . " سپس پيامبر ( ص ) دست حضرت علی ( ع ) را بالا گرفت و فرمود : " ای مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان کيست ؟ " مردم گفتند : " خداوند و پيامبر او بهتر مي دانند . " سپس پيامبر فرموند : " ای مردم ! هر کس من مولا و رهبر او هستم ، علی هم مولا و رهبر اوست . " و اين جمله را سه بار تکرار فرمودند . بعد مردم اين انتخاب را به حضرت علی ( ع ) تبريک گفتند و با وی بيعت نمودند .

حضرت علی ( ع ) بعد از رحلت رسول اکرم ( ص )

پس از رحلت رسول اکرم ( ص ) به علت شرايط خاصی که بوجود آمده بود ، حضرت علی ( ع ) از صحنه اجتماع کناره گرفت و سکوت اختيار کرد. نه در جهادی شرکت مي کرد و نه در اجتماع به طور رسمی سخن مي گفت . شمشير در نيام کرد و به وظايف فردی و سازندگی افراد مي پرداخت . فعاليتهای امام در اين دوران به طور خلاصه اينگونه است : 1 - عبادت خدا آنهم در شان حضرت علی ( ع ) 2 - تفسير قرآن و حل مسائل دينی و فتوای حکم حوادثی که در طول 23سال زندگی پيامبر ( ص ) مشابه نداشت . 3 - پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل و شهرهای ديگر . 4 - بيان حکم بسياری از رويدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت . 5 - حل مسائل هنگامی که دستگاه خلافت در مسائل سياسی و پاره ای از مشکلات با بن بست روبرو مي شد . 6 - تربيت و پرورش گروهی که از ضمير پاک و روح آماده ، برای سير و سلوک برخوردار هستند . 7 - کار و کوشش برای تامين زندگی بسياری از بينوايان و درماندگان تا آنجا که با دست خويش باغ احداث مي کرد و قنات استخراج مي نمود و سپس آنها را در راه خدا وقف مي نمود .

خلافت حضرت علی ( ع )

در زمان خلافت حضرت علی ( ع ) جنگهای فراوانی رخ داد از جمله صفين ، جمل و نهروان که هر يک پيامدهای خاصی به دنبال داشت .

شهادت امام علی ( ع )

بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادی ، و برک بن عبدالله تميمی و عمروبن بکر تميمی در يکی از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزي ها و جنگهای داخلی را بررسی کردند و از نهروان و کشتگان خود ياد کردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند که باعث اين خونريزی و برادرکشی حضرت علی ( ع ) و معاويه و عمروعاص است . و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند ، مسلمانان تکليف خود را خواهنددانست . سپس با هم پيمان بستند که هر يک از آنان متعهد کشتن يکی از سه نفر گردد . ابن ملجم متعهد قتل امام علی ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند . آن شب حضرت علی ( ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتی موضوع را با دخترش در ميان نهاد ، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد . حضرت علی ( ع ) فرمود : از قضای الهی نمي توان گريخت . آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که اين دو بيت را زمزمه مي کرد عازم مسجد شد . کمر خود را برای مرگ محکم ببند ، زيرا مرگ تو را ملاقات خواهدکرد . و از مرگ ، آنگاه که به سرای تو درآيد . جزع و فرياد مکن ابن ملجم ، در حالی که حضرت علی ( ع ) در سجده بودند ، ضربتی بر فرق مبارک خون از سر حضرتش در محراب جاری شد و محاسن آن حضرت وارد ساخت . شريفش را رنگين کرد . در اين حال آن حضرت فرمود : " فزت و رب الکعبه " به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم سپس آيه 55سوره طه را تلاوت فرمود : " شما را از خاک آفريديم و در آن بازتان مي گردانيم و بار ديگر از آن بيرونتان مي آوريم . حضرت علی ( ع ) در واپسين لحظات زندگی نيز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنين وصيت فرمود : " شما را به پرهيزکاری سفارش مي کنم و به اينکه کارهای خود را منظم کنيد و اينکه همواره در فکر اصلاح بين مسلمانان باشيد . يتيمان را فراموش نکنيد ، حقوق همسايگان را مراعات کنيد . قرآن را برنامه ی عملی خود قرار دهيد . نماز را بسيار گرامی بداريد که ستون دين شماست . حضرت علی ( ع ) در 21ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاک سپرده شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد1 .

1(مرتضی مطهری،مجموعه آثار،1377،ص485-491) (جامعه الزهرا)

فصل چهارم :

آسيب‏شناسى جامعه دينى و نقش حكومت در آسيب‏زايى آن از منظر نهج البلاغه

جوامع انسانى در طول تاريخ خود، همواره از انواع انحرافات و آسيب‏هاى اجتماعى رنج‏برده‏اند ليكن هر قدر به دوران جديد نزديك‏تر مى‏شويم، همان‏گونه كه بر حجم آسيب‏هاى اجتماعى تهديدكننده افزوده مى‏شود، بر ميزان تلاش‏ها و كوشش‏ها در جهت رفع ناهنجارى‏ها و ايجاد زمينه‏هاى مناسب براى عدم بازگشت‏به وضعيت‏هاى نامطلوب نيز بيش‏تر مى‏شود . خاستگاه بحث در زمينه اين تلاش و كوشش را مباحث آسيب‏شناسى تشكيل مى‏دهد . «آسيب‏شناسى‏» بحث و مطالعه درباره علل بيمارى و عوارض و علايم غيرعادى است كه در مباحث اجتماعى اختلال‏ها، بى‏نظمى‏ها و نابسامانى‏هاى اجتماعى را با سه هدف عمده زير بررسى مى‏كند:

1 . مطالعه و شناخت آسيب‏ها و علل پيدايش آن;

2 . پيش‏گيرى از وقوع انواع انحرافات در جامعه با هدف بهسازى محيط زندگى جمعى;

3 . درمان انحرافات اجتماعى با به كارگيرى روش‏هاى علمى و استفاده از شيوه‏هاى مناسب .

بنابراين، مطالعات آسيب‏شناسى اجتماعى با هدف تشكيل و تامين فرايندهاى سه‏گانه شناسايى، تشخيص و پيش‏گيرى يا درمان صورت مى‏گيرد كه برايند آن، ارائه پيشنهاد و راه‏حل‏هاى مناسب براى رفع آفات و آسيب‏هاى اجتماعى و دفع آسيب‏هاى محتمل است1 .( گروه محققين، درآمدى بر جامعه‏شناسى اسلامى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه)

روش‏شناسى آسيب‏هاى اجتماعى

پيش از بررسى روش‏شناسى آسيب‏ها، لازم به ذكر است كه در اين مقاله، به دليل وسعت‏بحث آسيب‏شناسى و عدم مجال كافى براى بررسى همه آن‏ها، آسيب‏ها در دو بخش عمده فرهنگى و سياسى بررسى مى‏شوند .

امراض و اختلالات اجتماعى و فرهنگى برخلاف امراض و اختلالات روانى و جسمانى، داراى تعاريف روشنى نيستند و از اين‏رو، ممكن است‏يك آفت و آسيب براى جامعه‏اى آسيب و براى جامعه‏اى ديگر، كاملا عادى و بهنجار جلوه كند . درعين حال، وظيفه شناسايى و تشخيص آسيب‏هاى فرهنگى در جوامع دينى، از آن‏رو كه عناصر دينى با عناصر فرهنگى در آميخته‏اند و فرهنگ جامعه شكل دينى به خود گرفته، داراى محتوا و معيارهاى دينى است، تا حدى آسان به نظر مى‏رسد; چرا كه معيارها و ضوابط دينى برگرفته از قرآن و سنت عمدتا ثابت و لايتغير است، بر خلاف جوامع لائيك كه از چنين معيارهايى تهى است و همه چيز به محك عرف عام و تشخيص مردم سنجيده مى‏شود . بر اين اساس يكى از شيوه‏هاى بررسى آسيب‏هاى اجتماعى را مى‏توان قضاوت عرف مردم دانست كه به جوامعى اختصاص دارد كه از الهامات و رهنمودهاى دين فاصله گرفته‏اند .

شيوه ديگر عمدتا بر فرديت و عقلانيت فردى تكيه دارد و در آن عقلانيت و ذهنيت فرد جايگزين ساير منابع شناختى مى‏گردد . از مشخصه‏هاى اين شيوه، فردگرايى و گرايش به ذهنيت و داورى شخصى است . اين‏جا نقطه عزيمت تكثرگرايى است كه خود به طور طبيعى، عامل ايجاد نوعى هرج و مرج در ساختار فرهنگى جامعه مى‏باشد و در نتيجه، بى‏ثباتى سياسى، اقتصادى، تربيتى و حتى دينى را به دنبال دارد .

دو شيوه يادشده بجز مواردى كه به حسن و قبح ذاتى و عقلى مربوطند - كه خود مؤيد شرع هستند - به دلايل متعدد كه در جاى خود قابل اثبات‏اند كارايى لازم و كافى را در بحث آسيب‏شناسى ندارند;

1.بهره‏مندى شيوه ديگر كه اختصاص به جامعه دينى دارد و از دو شيوه ديگر متمايز است . از روش‏هاى منطقى صحيح و استدلال‏هاى عقلانى و همچنين استفاده از منابع دينى - از جمله قرآن و سنت اهل‏بيت عليهم السلام - مى‏باشند .

از آن‏جا كه بحث اين مقاله بررسى آسيب‏شناسى و آسيب‏زدايى در جامعه دينى است و نهج‏البلاغه به عنوان يكى از منابع معتبر در مجموعه منابع دينى، عهده‏دار تحليل‏هاى عقلانى - اجتماعى و از جمله توجه به آفات و آسيب‏هاى زندگى اجتماعى مى‏باشد، لذا در اين زمينه، از اين كتاب شريف و گفتار گهربار امام على عليه السلام بهره‏بردارى شده، و به ويژه كه بخش اعظمى از گفتار حضرت در دورانى است كه مردم جامعه، حكومت دينى را تجربه كرده و آن حضرت حاكميت آن را به عهده دارد .

آسیب شناسی زمامداران از منظر امام علی (ع)

حکومت‏ها هرچند از نظر سیاسی، نظامی و اقتصادی مقتدر باشند، با مجموعه‏ای از آسیب‏ها مواجه‏اند که می‏تواند آن‏ها را تضعیف کند یا حتی به اضمحلال بکشاند.

در سطح کلان، عامل این آسیب‏ها ممکن است دشمنان داخلی و خارجی و یا خودی‏ها نظیر زمامداران و یا مردم باشند. از آن‏جا که معمولاً حکومت‏ها برای مقابله با دشمنان داخلی و خارجیِ خود، معمولاً برنامه‏ریزی و آمادگی لازم را فراهم می‏سازند، کمتر اتفاق می‏افتد که نظامی تثبیت شده، از طریق این خطرها به نابودی کشیده شود. امّا مهم‏ترین خطرها برای جامعه دینی، آسیب‏های وارد آمده از سوی خودی‏ها و به خصوص زمامداران است که ناآگاهی آنان از وظایف یا ناتوانی در انجام وظایف و یا انحراف آنان بزرگ‏ترین ضربه را به جامعه دینی وارد می‏آورد که نتیجه آن، یا انحراف از دستورهای دینی و یا اضمحلال جامعه اسلامی است.

فلسفه پذیرش مسؤولیت در هر حکومت، تلاش برای استحکام پایه‏های آن، اجرای دقیق قوانین، برقراری امنیت، تأمین رفاه و آسایش مردم، برطرف کردن مشکلات و گرفتاری‏ها، جبران ضعف‏ها و کمبودها، خشنود کردن مردم، دلگرم نمودن آنان نسبت به حکومت، تلاش برای شکوفایی و پیشرفت همه جانبه جامعه، دفاع از ارزش‏های مادی و معنوی نظام، آباد کردن شهرها و بازسازی ویرانی‏ها و... است. دست‏یابی به تمام یا بیشتر هدف‏های از پیش تعیین شده یک نظام حکومتی در گرو ادای وظیفه صحیح زمامداران و کارگزاران است. اگر زمامداران، نادرست، خودسر و بی‏برنامه عمل کنند، می‏توانند سخت‏ترین آسیب‏ها را بر نظام وارد سازند و چه بسا با توسل به کارهای خلاف شرع و قانون و خلاف شأن، عوامل سقوط و تباهی و بی‏اعتباری حکومت را نیز فراهم آورند.

امام علی(ع) با آگاهی کامل از این واقعیت، در بیانات خود در موارد مختلف به این آسیب‏ها و راه‏های مقابله با آن اشاره کرده‏اند. این مقاله در سطور آتی با تکیه بر کلام آن حضرت و نیز شواهد تاریخی به آن‏ها می‏پردازد.

1. خیانت

مؤثرترین راه آسیب‏پذیری نظام، نفوذ پدیده شوم خیانت در سیستم کارگزاری و نظام اجرایی کشور است. بر اساس حکم عقل و منطق، خیانت در هر شرایط و از هر کسی ناپسند و غیرموجّه است، ولی خیانت کارگزاران و زمامداران به نظام، مردم و رهبر

بدترین نوع خیانت است. امام علی(ع) می‏فرماید:

همانا بزرگ‏ترین خیانت، خیانت به مردم، و رسواترین دغلکاری، دغلبازی با رهبران و امامان است.

به خدا سوگند! من می‏دانستم که مردم شام به زودی بر شما [کوفیان[ پیروز خواهند شد؛ زیرا آنان... نسبت به رهبر خود امانتدار، و شما نسبت به امام خود خیانتکارید...، اگر من یک کاسه چوبی را به یکی از شما به رسم امانت بسپارم، می‏ترسم خیانت کنید و بند آن را بدزدید.»

تاریخ دفتری است که خیانت بسیاری از کارگزاران را در خود ثبت کرده است. خیانت ابولُبابه در افشای تصمیم پیامبر(ص) در مورد نبرد با بنی‏قریظه خیانت حاطب بن أبی‏بَلْتَعَه در رساندن خبر حمله قریب الوقوع پیامبر(ص) به مکه، و خیانت جریر بن عبدالله بجلی نمونه‏هایی از این موارد است. جریر به نمایندگی از طرف حضرت علی(ع) برای ابلاغ پیام امام به معاویه و مذاکره با وی و دعوت او به بیعت با امام رهسپار شام شد. معاویه مقدم وی را گرامی داشت و در پذیرایی از او و بخشش به وی بسیار کوشید. نماینده امام کار را اطاله داد و بیش از یک ماه در آن‏جا اقامت گزید و با چشمداشت به کیسه‏های زر و سیم معاویه در ادای وظیفه خیانت ورزید. گزارش خیانت و مداهنه و تساهل وی به امام رسید. او نزد امام بازگشت و با شنیدن توبیخات، از آن حضرت جدا شد. حضرت دستور داد طبق فرمان پیامبر(ص) خانه وی را آتش زدند.

حضرت با قاطعیت با کارگزاران خائن برخورد می‏کرد. برای نمونه ایشان در نامه‏ای شدیداللحن به اشعَث بن قیس هنگامی که در بیت‏المال خیانت کرده بود، فرمود:

آنچه بر عهده توست ادا نما، وگرنه گردن تو را با شمشیر خواهم زد.

اشعث در دوران زمامداری‏اش صدهزاردرهم اندوخته بود. امام فرمان داد تا آن را پس دهد. او گفت: این ثروت را در دوران حکومت شما به دست نیاورده‏ام. امام فرمود:

به خدا سوگند، اگر آن را در بیت المال مسلمانان حاضر نسازی، این شمشیر را چنان بر تو فرود آورم که هر چه خواست، از تو باز ستانَد.

در جای دیگر به فرمانروای مصر ـ مالک اشتر ـ فرمان می‏دهد که با این پدیده شوم نفرت‏انگیز با قاطعیت مبارزه کند و خیانتکاران را به سزای اعمال زشتشان برساند:

ای مالک! از همکاران نزدیکت سخت مراقبت کن. اگر یکی از آنان دست به خیانت یازید و گزارش بازرسانت آن را تأیید کرد، به همین مقدار گواهی قناعت کن و او را با تازیانه کیفر نما و از آنچه در اختیار دارد او را عزل کن و در جایگاه خواریش بنشان، و داغ خیانت بر چهره‏اش بگذار و قلاده ننگ و بدنامی به گردنش بیاویز.

این شدت و قاطعیت درجه آسیب‏پذیری نظام از خیانت را روشن می‏کند. نظام‏هایی که به خیانت کارگزاران خود رسیدگی نکنند، سرانجام محتوم آنان شکست خواهد بود. برای مثال انقراض نظام امویان را می‏توان در خیانت حاکمان آن جستجو کرد. نظام اموی به اعتراض مردم توجهی نمی‏کرد و اگر هم مجبور می‏شد یا سیاست‏شان اقتضا می‏کرد، کارگزار خائن را از شهری عزل می‏کردند و در شهری دیگر بر منصبی دیگر می‏گماردند و زمامدار دیگری را که در خیانت دست کمی از قبلی نداشت نصب می‏کردند. مثلاً در مدینه سه بار مروان بن حکم و ولید بن عتبه به جای یکدیگر عزل و نصب شدند. آنان همچون مهره‏هایی بودند که به‏دست حاکمان جابه‏جا می‏شدند.

2. ضعف مدیریت

یکی از راههای آسیب‏پذیری نظام‏های سیاسی و اجتماعی ضعف مدیریت زمامداران و کارگزاران حکومتی و ناتوانی آن‏ها در اداره امور جاری کشور است. در طول تاریخ هر زمان افراد ضعیف و سست عنصر رهبری جوامع یا مسؤولیت بخشی از حکومت را به عهده گرفته‏اند، خسارات فراوانی بر دولت، ملت و نظام سیاسی وارد کرده‏اند. امام علی(ع) از پذیرش مسؤولیت بدون لیاقت و شایستگی انتقاد می‏کند و از بیعت مردم با ابابکر پس از رحلت پیامبر(ص) اظهار شگفتی می‏نماید.

آگاه باشید به خدا سوگند، پسر ابوقحافه در حالی جامه خلافت را بر تن کرد که خوب می‏دانست جایگاه من در حکومت اسلامی همانند محور سنگ‏های آسیاست و آن جز بر محور من نمی‏چرخد [کسی چون من شایستگی این مقام را ندارد] و خوب می‏دانست چشمه‏سارهای علم و دانش از دامن کوهسار وجودم جاری است، و مرغان دور پرواز اندیشه‏ها را به ژرفای آسمان عظمتم راه نیست... شگفتا! ابابکر که در حیات خود از مردم می‏خواست عذر او را بپذیرند، چگونه به هنگام مرگ آن را به دیگری واگذار کرد؟! به راستی هر دو [عمر و ابوبکر] از پستان شتر خلافت دوشیدند و نوشیدند، و سرانجام حکومت را در اختیار کسی قرارداد که مجموعه‏ای از خشونت، سختگیری، اشتباه و پوزش‏طلبیبود...

امام از مدیران صالح استفاده می‏کرد که ممکن بود در مدیریت ضعف داشته باشند، اما ایشان آن ضعف‏ها را نادیده نمی‏گرفت. حضرت در نامه‏ای به کمیل بن زیاد نخعی والی هیت، ضعف مدیریت او را نکوهیده است:

ای کمیل! سستی انسان در انجام دادن کارهایی که بر عهده اوست و پافشاری در کاری خارج از مسؤولیتش نشانه ناتوانی آشکار و اندیشه‏ای ویرانگر است... ای کمیل! تو در آن سامان پلی شده‏ای تا دشمنان از آن بگذرند و بر دوستانت هجوم آورند؛ زیرا نه قدرتی داری که با آنان نبرد کنی و نه هیبتی داری که از تو حساب برند و بگریزند، نه مرزی را حفظ می‏کنی و نه می‏توانی شوکت دشمن را در هم بکوبی، نه نیازهای مردمت را بر طرف می‏کنی، و نه امامت را راضی نگه می‏داری.

از آن‏جا که انتخاب مدیرانِ کارآمد و دلسوز مدّ نظر امام علی(ع) بود، هنگامی که مشاهده کرد محمد بن ابی‏بکر در اداره شهر مصر ناتوان است، مردی لایق و کارآزموده و مدیری مدبر چون مالک را به ولایت آن سامان گمارد و از محمد بن ابی‏بکر که از این موضوع ناراحت شده بود، دلجویی کرد. پس از شهادت محمد بن ابی‏بکر فرمود:

من می‏خواستم هاشم بن عتبه را والی آن‏جا قرار دهم که اگر او والی می‏شد، عمروعاص نمی‏توانست دروازه‏های مصر را بگشاید، در عین این که هیچ مذمت و سرزنشی متوجه محمد بن ابی‏بکر نیست.

در نامه‏ای به محمد بن ابی‏بکر نیز می‏نویسد:

اگر تو را از فرمانداری مصر عزل کردم، در عوض فرماندار جایی کردم که اداره‏اش بر تو آسان‏تر و حکومت تو در آن سامان خوشتر است.

مدیر قوی می‏تواند پاسخگوی مردم باشد و اگر عمّال، کارگزاران، معاونان و مجریان در انجام اموری درمانده شدند، خود مدیران بایستی توانایی به سرانجام رساندن امور را داشته باشند. حضرت علی(ع) به مالک فرمان می‏دهد:

... در آن‏جا که معاونان تو از پاسخ دادن به مشکلات کارگزاران درمانده‏اند خود اقدام نما.

3. استبداد و خودرایی

استبداد پدیده‏ای ضداخلاقی است که ممکن است دامنگیر هر زمامداری شود و نظامی را به سقوط کشاند و ارزش‏ها و اعتبارات بسیاری را بر باد فنا دهد و خسارات جبران‏ناپذیر مادی و معنوی برجای گذارد. امام علی(ع) در نهج‏البلاغه، سلطنت و قدرت سیاسی و اجرایی را در صورتی که به همراه خودسازی معنوی زمامداران نباشد، عامل پیدایش استبداد آنان معرفی می‏کند و آن را عامل هلاکت و تباهی زمامداران می‏داند. آن‏گاه که پرونده قتل خلیفه سوم را بررسی می‏کند، در یک کلام استبداد عثمان و بی طاقتی مردم را عامل پیدایش آن حادثه ذکر می‏کند:

... من جریان عثمان را به نحو خلاصه و جامع برای شما بیان می‏کنم؛ عثمان استبداد ورزید و چه بد استبدادی، و شما شورشیان (از اهالی کوفه، مصر، مدینه) نیز بیتابی کردید و از حد گذراندید، و چه بیتابی زشتی.

در سخنی دیگر، نافرمانی مردم از حکومت و استبداد و زیاده‏روی والیان در برابر مردم را عامل مشکلات فراوان و جبران‏ناپذیر معرفی می‏کند:

اگر مردم بر زمامدارن چیره شوند و نافرمانی کنند، و یا زمامداران در برابر مردم زیاده‏طلبی و استبداد پیشه سازند، وحدت کلمه از بین می‏رود و نشانه‏های ستم آشکار، نیرنگ بازی در دین فراوان، راههای شناخته شده سنتها متروک، هواپرستی رایج، احکام دین تعطیل، کینه توزی و بد دلی فراوان خواهد شد، و مردم در برابر تعطیل شدن حق و رواج باطل بی تفاوت، نیکان خوار و ذلیل، اشرار و بَدان قدرتمند و کیفر الهی بر بندگان بزرگ و دردناک خواهد شد.

کارگزاران حکومت باید مجری سیاست‏های حکومت و حاکم باشند و البته این با اظهارنظر و مشورت در امور منافات ندارد. برای تبیین این مهم حضرت به ابن عباس فرمود:

لَکَ أَنْ تُشیرَ عَلیَّ و أَری، فَإنْ عَصَیتُکَ فأَطعْنی.

این وظیفه توست که در هنگام مشورت نظر خود را اعلام داری، اما اگر بر خلاف نظر تو عمل کردم، باید از دستور من اطاعت کنی.

حضرت در نامه‏ای به اشعَث بن قیس کِندی وی را از استبداد و خودرأیی نهی می‏کند:

... تو را نرسد که آنچه خواهی، به شهروندان فرمایی و بدون دستور، به کاری دشوار درآیی.

حضرت به ابوموسی اشعری حاکم کوفه نامه‏ای نوشت و فرمان داد برای مبارزه بناکثین نیرو اعزام کند. وی از این فرمان سرپیچید و با خودرأیی با دستور امام مخالفت کرد و مردم را به همکاری نکردن با امام تشویق می‏نمود. حضرت نامه‏ای تند و با عتاب تمام برایش فرستاد و چنین نوشت:

ای فرزند تکبر و فریب و ای پیرو نیاکان کافر و جاهل متعصب! به خدا سوگند، معتقد بودم که دوری تو از این حکومت، که خداوند تو را شایسته آن قرار نداده و برایت بهره و نصیبی در آن وضع نکرده است، به‏زودی تو را از پاسخگویی به فرمانم منع خواهد کرد و باعث شورش و طغیانت خواهد شد... .

حضرت او را عزل کرد و تهدید فرمود که در صورت مقاومت، کشته خواهد شد.

خودرایی فرماندهان نظامی در جنگ صفین یکی از عوامل مهم سستی سپاه امیرمؤمنان(ع) شد. مخالفت علنی اشعث بن قیس که فرمانده میمنه سپاه و نیروهای یمنی ربیعه و کنده بود، در آن‏جا صورت گرفت. نافرمانی او در ادامه جنگ موجب شد حضرت وی را عزل کند.

4. کوتاهی زمامداران در انجام وظایف و پرداختن به کارهای غیر ضروری

یکی از نقاط ضعف دستگاه‏های اجرایی، کم‏کاری و انجام ندادن کارهای اولیه و حیاتی در حوزه وظایف تعیین شده است. امام علی(ع) کوتاهی زمامداران در انجام مسؤولیت و پرداختن به کارهای فرعی و غیرمرتبط با مسؤولیت را یکی دیگر از عوامل آسیب پذیری نظام و حکومت و سبب ناامن شدن مرزها، سلب امنیت از شهرها، ناراضی شدن رهبر از کارگزاران و نشانه بی‏کفایتی معرفی می‏کند.

حضرت در نامه‏ای به کمیل بن زیاد نخعی، والی هیت، اقدام او را در حمله به قرقیسا و نسنجیده رها ساختن حوزه مأموریتش، نکوهش می‏کند و می‏فرماید:

ای کمیل! اقدام تو به جنگ با مردم قرقیسا در مقابل رها کردن پاسداری از مرزهایی که تو را بر آن گمارده بودیم و کسی در آن‏جا نیست تا آن را حفظ کند، و سپاه دشمن را دور سازد، اندیشه‏ای است باطل...

هم‏چنین حضرت در نامه‏ای به منذر بن جارود چنین می‏نویسد:

به من خبر رسیده است که کارهای بسیاری را بر زمین می‏گذاری و به سرگرمی و تفریح و صید بیرون می‏روی و در ثروت خداوند، نسبت به بادیه‏نشینان قبیله‏ات گشاده‏دستی می‏کنی، گویا میراث پدر و مادر توست.

حضرت او را عزل کرد و به زندان انداخت و از وی سی هزار درهم غرامت گرفت.

امام(ع) زمانی که مالک را به فرماندهی منصوب کرد، او را چنین ستود و معرفی نمود:

مالک کسی است که بیم سستی و لغزش بر او نمی‏رود. کُندی نمی‏کند آن‏جا که شتاب باید، و شتاب نمی‏گیرد آن‏جا که کُندی شاید.

هم‏چنین امام علی(ع) به مالک اشتر، تأکید می‏کند که:

ای مالک! مبادا در کاری که وقت آن نرسیده است، شتاب کنی یا در کاری که وقت آن رسیده است سستی ورزی... بکوش هرکار را در جای خود و زمان مخصوص به خود انجام دهی.

5. ستم بر مردم

خطرناکترین پدیده‏ای که سلامت و اقتدار هر نظامی را تهدید می‏کند، ستم زمامداران بر مردم است. امام علی(ع) مظهر عدل الهی در زمین و کانون مهر و محبت به بندگان خداست، تا آن‏جا که او را بزرگ‏ترین شهید راه عدالت (قتل فی محراب عبادته لشدة عدالته) معرفی کرده‏اند. حضرت نشانه‏های ستمگران و انواع ستم‏ها را بیان فرموده و ستمگری را نکوهیده است. ایشان ستم را در سه دسته طبقه‏بندی می‏کنند: ستم نابخشودنی (شرک به خدا)، ستم بخشودنی (گناه و ستم برخویشتن)، ستم قابل پیگیری (ستم بر دیگران).

امام علی(ع) برای ستمگران سه نشانه ذکر می‏نماید:

مردان ستمگر را سه نشانه است: سرکشی از فرمان مافوق، زورگویی و ستم به زیردستان و همکاری و یاری رساندن به ستمگران.

در دیدگاه امام علی(ع) زمامداران ستمگر بدترین مردم نزد خدا هستند:

بدترین مردم در نزد خداوند، رهبر ستمگری است که خود گمراه و عامل گمراهی دیگران می‏باشد... .

حضرت در بیانی دیگر ستمگران را برای رهبری جامعه، ناشایسته و نالایق معرفی می‏فرماید و یادآور می‏شود که ستمگری، دشمنی و جنگ با خداست.

از دیدگاه نهج‏البلاغه یکی از مهم‏ترین عوامل سقوط و شکست نظام‏های سیاسی، ستمگری بر مردم است. حضرت، خطاب به مالک می‏فرماید:

کسی که به بندگان خدا ستم روادارد، خدا به جای بندگانش دشمن اوخواهد بود، و آن را که خدا دشمن شود، دلیل او را نپذیرد؛ چراکه با خدا سر جنگ دارد تا آن‏گاه که دست از ستمگری بکشد و توبه کند و چیزی چون ستمکاری، نعمت خدا را دگرگون نمی‏کند، و کیفر او را نزدیک نمی‏سازد، که خدا نفرین ستمدیدگان را می‏شنود و در کمین ستمکاران است.

6. فاصله گرفتن از مردم

یکی از راه‏های آسیب‏پذیری و تضعیف حکومت، فاصله گرفتن زمامداران از مردم و رنجش خاطر آنان از حکومت است. اگر نظامی بتواند رضایت عمومی را به نفع خود جلب نماید، به یقین از حمایت‏های آنان در حوادث و مشکلات مهم برخوردار خواهد بود و در مقابل، اگر با نارضایتی عمومی مواجه باشد، در مشکلات و حوادث غیرمترقبه نه‏تنها حمایت نخواهد شد، بلکه مورد اعتراض و خشم مردم نیز قرار خواهد گرفت.

فاصله گرفتن از مردم موجب عدم تشخیص درست حق و باطل می‏شود و باعث بدبینی مردم به کارگزار و اصل نظام و حکومت، و نیز موجب شکاف عمیق میان مردم و حکومت می‏گردد. این سه پیامد شوم، از عملکرد بد کارگزاران متوجه هر نظام می‏شود. سرنگونی اکثر حکومت‏های طاغوتی دنیا نیز ناشی از مخالفت‏های مردمی و فاصله گرفتن آن‏ها از مردم است.

امام علی(ع) در فرمانش به مالک، بیشترین حساب را برای توده مردم باز نموده و وی را به جلب رضایت مردم و بر طرف کردن فاصله‏های حکومت با مردم فرمان داده است:

ای مالک! قلب خویش را مملو از رحمت و محبت و لطف نسبت به مردم خود کن، و مبادا که چون حیوان درنده‏ای خوردن آنان را غنیمت شماری.

و در جای دیگر به مالک فرمان می‏دهد که سعی او در جلب رضایت توده مردم باشد:

ای مالک! باید پسندیده‏ترین کارها نزد تو اموری باشد که با حق و عدل موافق‏تر، و با رضایت توده مردم هماهنگ‏تر است؛ زیرا خشم توده مردم خشنودی خواص را بی اثر می‏کند، و ناخشنودی خواص و اطرافیان با رضایت عامه مردم جبران‏پذیر است.

در قسمت دیگری از عهد نامه مالک، فرمان می‏دهد که با نیکوکاری، درجه وفاداری و خوش‏بینی مردم به حکومت را بالا ببرد تا بتواند به آنان اعتماد کند:

بدان ای مالک! هیچ وسیله‏ای برای جلب اعتماد والی به رعیت، بهتر از نیکوکاری به آنان و تخفیف مالیات و عدم اجبار آنان به کاری که دوست ندارند، نیست. پس در این راه آن قدر بکوش تا به وفاداری رعیت خوش‏بین شوی که این خوش‏بینی بار سنگین و رنج‏آور مشکلات را از تو برمی‏دارد.

و در بخش دیگر از آن عهد نامه سفارش می‏کند اگر مردم به تو مراجعه کردند با بذل و بخشش گره از کارشان بگشای و اگر کاری برایشان انجام ندادی با خوشرویی و عذرخواهی، از ناراضی شدن و فاصله گرفتنشان از حکومت جلوگیری کن.

7. اخلاق و روحیات ناپسند

دنیازدگی و رفاه‏طلبی

از آفات بزرگی که معمولاً دامنگیر رجال سیاست می‏شود، دنیازدگی و فریفتگی به زرق و برق دنیاست. امام علی(ع) با دنیا این‏گونه سخن می‏گوید:

ای دنیا! از من دور شو. مهار تو را بر پشتت نهادم و از چنگالت رهایی یافتم، و از دام‏های تو رسته و از لغزشگاه‏های تو دوری گزیده‏ام. کجایند بزرگانی که به بازیچه‏های خود فریبشان دادی؟ و کجایند امت‏هایی که با زر و زیورت آنان را فریفتی؟ که اکنون در گورها گرفتارند و در درون لحد پنهان!، ای دنیا! به خدا سوگند، اگر شخصی دیدنی بودی و قالبی حس کردنی داشتی، حدود خدا را بر تو جاری می‏کردم، به جهت بندگانی که آنان را با آرزوهایت فریفتی، و ملت‏هایی که به خاک هلاک افکندی، و قدرتمندانی که تسلیم نابودی کردی و هدف انواع بلاها قرار دادی که دیگر نه راه پس دارند و نه راه پیش. اما هیهات، کسی که در لغزشگاه‏های تو قدم بگذارد سقوط خواهد کرد و کسی که بر امواج تو سوار گردد غرق می‏شود. اما کسی که از دامهای تو رست پیروز می‏شود و آن کس که از تو به سلامت بگذرد نگران تنگی جایگاهش (در قبر) نیست؛ زیرا دنیا در پیش او چونان روزی است که گذشت. از برابر دیدگانم دور شو. سوگند به خدا، رام تو نمی‏گردم تا خوارم سازی، و مهارم را به دست تو نمی‏سپارم تا هر کجا که خواهی مرا بکشانی... .

سیاست‏های اقتصادی خلفای نخستین در تدوین دیوان و اختلاف پرداخت‏های توجیه‏ناپذیر و به‏دست آوردن غنایم فراوان در جریان فتوحات و عواملی دیگر، موجب دنیازدگی زمامداران و مردم شد. نمونه آن، سعید بن العاص اموی بود که در دوران امارتش بر کوفه گفت: «ان السواد بستان لقریش و بنی‏أمیة». این سخن مورد اعتراض مالک اشتر و کوفیان قرار گرفت.

یکی از آثار طبیعی رسیدن به قدرت و حکومت، تمکّن مالی است. هرکس به امکانات زیاد دسترسی پیدا کند، روح رفاه طلبی و تجمل گرایی در او زنده می‏شود؛ گرچه در گذشته حتی با آن مخالف بوده باشد.

پیدا شدن روح رفاه‏زدگی و تجمل‏گرایی مانع بسیاری از خدماتی است که مدیران جامعه می‏توانند برای توده‏های مردم انجام دهند. این رفاه زدگی در زوایای مختلف زندگی از قبیل خرید خانه، اتومبیل، برپایی مهمانی‏های آن‏چنانی بروز می‏کند که با پارسایی و ساده‏زیستی، که از زمامداران باید انتظار داشت، منافات دارد.

امام علی(ع) از خرید خانه هشتاد دیناری توسط قاضی شهر کوفه (شریح) انتقاد می‏کند و او را از این که خانه را از غیر مال حلال تهیه کرده باشد، برحذر می‏دارد. هم‏چنین وقتی خانه مجلل و بزرگ یکی از کارگزاران حکومتی را مشاهده کرد، فرمود:

سکه‏های طلا و نقره سربرآوردند و خود را آشکار ساختند. همانا این ساختمان مجلل و با شکوه توانگری تو را می‏رساند.

امام علی(ع) الگوی تمام عیار پارسایان و پیشوای همه رهبران تاریخ بشر، هنگام ورود به خزانه بیت‏المال بصره، وقتی نگاهش به طلاها و نقره‏ها افتاد با بی اعتنایی فرمود:

یا صَفْراءُ و یا بَیضاءُ غُرّی غیری، المالُ یَعْسوبُ الظَلَمة و أنا یعسوب المؤمنین.

ای سیم‏ها و زرها غیر مرا فریب دهید، مال نگهدارنده ظالمان است و من نگهدارنده مؤمنان هستم.

همو زمانی رفتن عثمان بن حنیف والی بصره را به مجلسی که فقرا در آن حضور نداشتند، دور از شأن والی خود بیان کرد و فرمود:

ای عثمان بن حنیف! من نفس خود را با تقوا ریاضت داده‏ام، تا در قیامت در امان و ثابت قدم باشد. من اگر می‏خواستم، می‏توانستم از عسل پاکیزه و مغز گندم و بافته‏های ابریشم برای خود غذا و لباس تهیه کنم؛ اما هیهات که هوای نفس بر من چیره شود... درحالی که در حجاز یا یمامه کسی باشد که به قرص نانی نرسد یا شکمی سیر نخورد...

بدین‏ترتیب رفاه‏زدگی زمامداران و رهبران یکی از عوامل آسیب پذیری نظام سیاسی و نیز سبب از بین رفتن اقتدار شخصیت آنان است.

قدرت‏طلبی

یکی از پدیده‏های شوم اخلاقی در قاموس سیاست و سیاست‏مداران، قدرت‏طلبی است. قدرت و حکومت چیزی است که افراد غیرمهذب، حریصانه به دنبال آنند و کمال مطلوب خود را در آن می‏جویند؛ غافل از آن‏که قدرت، نعمتی زوال‏پذیر و از خطرناک‏ترین نعمت‏هاست. امام علی(ع) می‏فرماید:

همنشین قدرت و سلطنت سلطان و حاکم، شیر سواری را ماند که دیگران غبطه او را می‏خورند، ولی خود می‏داند که در چه جایگاه خطرناکی است.

امیرالمؤمنین(ع) فلسفه مبارزات سیاسی و نظامی خود را چنین بیان می‏کند:

خداوندا! تو خود می‏دانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن قدرت و حکومت و ثروت دنیا نیست، بلکه می‏خواهیم نشانه‏های از میان رفته دینت را باز گردانیم، و در سرزمین‏های تو اصلاحات انجام دهیم، تا بندگان ستم دیده‏ات در امن و امان زندگی کنند، و قوانین و مقررات فراموش شده دینت دو باره اجرا گردد.

در جای دیگر راجع به حق مسلم خویش و سزاوارتر بودنش به حاکمیت اسلامی سخن می‏گوید، ولی یادآوری می‏کند تا زمانی که اوضاع مسلمانان روبه‏راه باشد و جز بر من، بر دیگری ستم نشود، برای رضای خدا سکوت خواهم کرد. هم‏چنین در نامه‏ای به مردم مصر این مطلب را یادآوری می‏کند:

وقتی دیدم دین محمد (ص) از بین می‏رود، برخاستم و حکومت را پذیرفتم ... تا آن‏جا که دیدم گروهی از اسلام بازگشته و می‏خواهند دین محمد(ص) را نابود سازند؛ پس ترسیدم که اگر اسلام و طرفدارانش را یاری نکنم، رخنه‏ای در آن بینم یا شاهد نابودی آن باشم که مصیبت آن بر من سخت‏تر از رها کردن حکومت بر شماست.

پس به دست گرفتن قدرت اگر با انگیزه خدمت به مردم و رشد جامعه باشد، پسندیده است؛ اما فی نفسه قدرت‏طلبی امری ناپسند و موجب آفات فراوان برای حاکم و جامعه است.

زراندوزی

انباشتن ثروت ـ به‏ویژه برای رجال سیاسی ـ آفت است. فریاد ابوذر غفاری در مدینه از زراندوزی‏های عثمان و اطرافیان، گرچه او را به تبعید و مرگ در غربت (ربذه) کشاند،49 اما فریادهای او هم‏چنان در گوش تاریخ طنین‏انداز است. امام علی(ع) به ابوذر فرمود:

ای ابوذر! تو برای خدا به خشم آمدی و به او امیدوار باش. این مردم [حاکم و اطرافیانش] برای دنیای خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خویش از آنان... ای ابوذر! اگر تو هم دنیای آنان را پذیرفته بودی، تو را دوست می‏داشتند و اگر سهمی از آنان برمی‏گرفتی، دست از تو برمی‏داشتند و چون دیگران در امان بودی.50

حضرت علی(ع) به قُدامَة بن عِجْلان، یکی از کارگزاران خود در کَسْکَر، که دارایی خزانه را ربوده و به سوی حجاز گریخته بود، نوشت:

تصور نکنی که مال کسکر برای تو مباح است؛ آن گونه که از پدر و مادرت به ارث برده باشی.

گزارش مهمی به روایت ذهل بن حارث در این زمینه آمده است. او می‏گوید: مصقله مرا به محل اقامت خود فراخواند و غذایی آماده ساخت و خوردیم. سپس گفت: به خدا سوگند، امیرمؤمنان این ثروت‏ها را از من می‏خواهد و من برآن توانایی ندارم. ذهل می‏گوید که به او گفتم: اگر مایلی یک هفته دستور را به اجرا نگذار تا ثروت‏ها را گردآوری کنی. گفت: به خدا سوگند، نمی‏خواهم آن را بر خویشاوندانم تحمیل کنم یا از کسی درخواست کنم. به خدا قسم، اگر پسر هند یا پسر عفّان، آن ثروت را مطالبه می‏کردند، آن را برای من می‏گذاشتند. ندیدی که چگونه در حکومت عثمان، اشعث بن قیس، صدهزاردرهم از مالیات آذربایجان را هر ساله خرج میهمانی می‏کرد؟ ذهل می‏گوید که به او گفتم: این مرد [علی بن ابی‏طالب] بدین رأی معتقد نیست و چیزی را به تو نخواهد بخشید. یک شب از این گفت‏وگو نگذشت که مصقله به معاویه پیوست.

سیره امام علی(ع) نیز بر عدم زراندوزی او گواهی می‏دهد تا آن‏جا که درباره خود می‏گوید:

از دنیای شما تنها به دو جامه کهنه و دو قرص نان کفایت کردم؛ و گرچه شما توان زندگی علی‏گونه را ندارید، ولی با تلاش و پاک‏دامنی و درستی مرا یاری رسانید.

امتیازخواهی

یکی از نقاط ضعف رهبران و زمامداران جوامع، امتیاز خواهی برای خود و نزدیکانشان است. امام علی(ع) مالک اشتر را از امتیاز خواهی برحذر می‏دارد:

ای مالک! مبادا در آنچه همه مردم مساوی‏اند، امتیازی برای خود در نظر بگیری... زیرا به‏زودی پرده‏ها کنار می‏رود و انتقام ستمدیدگان را از تو باز می‏ستانند... .

عثمان در شش سال دوم خلافتش در کار رعیت سستی کرد و خویشان و بستگان نزدیک خود را به امارت و ولایت نشانید. خمس غنایم مصر و افریقا را تیول مروان ساخت، اموال بیت‏المال را میان بنی‏امیه تقسیم کرد و بی‏مهابا در مقابل مردم گفت: ابوبکر و عمر سهم خودشان را نیز برنمی‏داشتند، اما من آن را برمی‏دارم و میان خویشاوندانم پخش می‏کنم.55 او جمعی از صحابه را، که عمار نیز جزو آنان بود،

فراخواند و به آنان گفت: از شما سؤالی می‏پرسم و پاسخ آن را به راستی و صدق می‏خواهم؛ شما را به خدا! آیا پیامبر(ص) قریش را بر دیگران، و بنی‏هاشم را بر سایر قریش ترجیح نمی‏داد و مقدم نمی‏داشت؟ آن جماعت با سکوتشان جواب دادند. آن‏گاه عثمان بی پروا گفت: اگر کلیدهای بهشت در دستم بود، به بنی‏امیه می‏بخشیدم تا داخل آن شوند.

درباره امتیاز ندادن حضرت علی(ع) به هیچ‏کس، حتی به خواهر و برادر خویش، نقل شده است که روزی خواهرش ام‏هانی خدمتش رسید. حضرت به وی بیست درهم بخشید. ام‏هانی از برده آزادشده‏اش پرسید: امیرمؤمنان! چه‏قدر به تو داد؟ گفت: بیست‏درهم. ام‏هانی بازگشت. حضرت علی(ع) به وی فرمود: بازگرد؛ خداوند تو را رحمت کند. ما در کتاب خداوند، برتری‏ای برای اسماعیل بر اسحاق نیافتیم.

شکمبارگی

بسیاری از زمامداران و رهبران جوامع پس از رسیدن به پست و مقام به شکمبارگی مبتلا می‏شوند و از انواع غذاها و نعمت‏ها بهره‏مند می‏گردند. امام علی(ع) در انتقاد از شکمبارگی خلیفه سوم و اطرافیانش فرمود:

تا آن‏که سومی [عثمان] به خلافت رسید، دو پهلویش از پرخوری باد کرده و همواره بین آشپزخانه و آبریزگاه در حرکت بود. خویشان پدری او از بنی امیه به‏پاخاستند و به همراه او بیت المال را خوردند و بر باد دادند؛ چون شتر گرسنه‏ای که به جان گیاه بهاری افتد. عثمان آن‏قدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شد، و اَعمال او مردم را برانگیخت، و شکمبارگی نابودش ساخت.

رشوه‏پذیری

یکی از شوم‏ترین پدیده‏هایی که در دستگاه‏های اجرایی و نظام‏های سیاسی نفوذ می‏کند، رشوه خواری است. امام علی(ع) حلوای زعفرانی اشعث بن قیس را که با عنوان فریبنده هدیه، آن هم شبانه به در خانه امام علی(ع) برده بود، به معجونی از آب دهان مار سمّی، یا قی کرده آن تشبیه می‏کند و می‏فرماید:
به او گفتم: زنان بچه مرده بر تو بگریند! آیا از راه دین وارد شدی که مرا بفریبی؟ یا عقلت آشفته شده است؟! به خدا قسم، اگر هفت اقلیم و آنچه را در آن است به من دهند که در نافرمانی خدا، پوست جوی از دهان مورچه‏ای بگیرم، نخواهم گرفت... پناه بر خدا از خواب آلودگی عقل‏ها و لغزش‏های زشت.
در جریان شورش برضد عثمان، تنها کسانی از عثمان دفاع می‏کردند که منافع خویش را در خطر می‏دیدند. علت اصلی دفاع آنان پول‏های فراوانی بود که عثمان به ایشان داده بود. زید بن ثابت در روز محاصره چنان از او دفاع می‏کرد که مردم گفتند: ای زید! عثمان شکم تو را از دارایی بیوه‏زنان پر کرده است؛ لذا باید از او دفاع کنی.

از آن حضرت در این خصوص چنین روایت شده است:

اِنْ أَخَذَ هَدِیةً کَانَ غَلُولاً، وَ اِنْ أَخَذَ رُشْوَةً فَهُوَ مُشْرِکٌ
اگر زمامدار، هدیه بپذیرد، خیانتکار است و اگر رشوه قبول کند، مشرک است.
ممکن است کسانی برای پذیرفتن هدیه محمل درست کنند، اما امام به صراحت از پذیرفتن هر چیزی حتی به عنوان هدیه امتناع ورزیدند. بدیهی است که هدیه‏دهنده، هدایای خود را به دلیل منصبی که والی یا کارگزار حکومتی دارد، به وی تقدیم می‏کند و اگر در آن منصب نمی‏بود هدیه‏ای نیز در کار نبود.
آسیب‏های دیگری درباره زمامداران و کارگزاران در نهج‏البلاغه مطرح شده، که عبارت‏اند از:
الف) انحراف فکری؛
ب) قانون‏گریزی،
ج) بی‏خبری و ناآگاهی؛
د) ابتلا به رذائل اخلاقی؛
ه ) جناح‏بندی‏های سیاسی؛
و) مردم‏گریزی؛
ز) بازداشتن مردم از حقوق مسلم آنان و باطل‏گرایی؛
ح) پذیرش مسؤولیت بدون شایستگی؛
ط) افراط و تفریط در کارها؛
ی) خشونت و خونریزی؛
ک) هواپرستی؛
ل) تزویر و دروغگویی؛
م) گناه ومعصیت خداوند؛
ن) عملکرد نادرست اطرافیان؛
س) گفتار بدون عمل؛
ع) نفاق و دورویی؛
ف) لجاجت و ستیزه‏جویی؛
ص) نداشتن استقلال رأی و وابستگی به افراد ناصالح؛
ق) بخل؛
ر) تنگ‏ نظری؛
ش) جهل و نادانی؛
ت) تملق‏ پذیری.
روش‏های مقابله با آسیب‏ها
از آنچه گذشت به‏دست می‏آید که آسیب‏های زمامداران به نظام، یا ناشی از روحیات و اخلاق ناپسند آنان است، یا به سبب عملکرد نادرستشان، که در هر دو صورت می‏توان بتغییر در روحیه و ایجاد توانایی مدیریتی قوی برای آنان، از این قبیل آسیب‏ها جلوگیری کرد. برخی از راه‏های مقابله با این آسیب‏ها عبارت‏اند از:
1. خود سازی (تقوا و پرهیزگاری)
پرهیزگاری، از جمله اصول حاکم بر تمام رفتارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فردی یک مسلمان متعهد است. امیرمؤمنان(ع) تقوا را سردسته اخلاق معرفی می‏کند83 و در نامه‏ای به والی مصر (محمد بن ابی‏بکر) آن را عامل سعادت دنیا و آخرت برشمرد و در جای دیگر مشکل‏گشای مسائل سیاسی و اجتماعی مسلمانان می‏داند.
اگر زمامداران مسلمان روح خود را به زینت تقوا بیارایند، امکان ندارد که از سرِ علم و عمد آسیبی به نظام اسلامی برسانند؛ بلکه به حکم تقوای سیاسی، زمینه رشد و تعالی آن را نیز فراهم می‏کنند.
بی‏تردید بزرگ‏ترین مسؤولیت علم اخلاق، راهنمایی انسان به سوی کمالات انسانی و انسان‏های وارسته از خود رسته و به خدا پیوسته است. تمام پیشرفت‏های انسان ـ حتی پیشرفت‏های علمی و صنعتی ـ اگر با تهذیب نفس و خودسازی همراه نباشد، مانند کاخ مجللی است که بر قله کوه آتشفشان بنا گردد. امام علی(ع) می‏فرماید:
گیرم که اصلاً ثواب و عقابی در کار نباشد، چرا در کسب مکارم اخلاق کوتاهی می‏کنید؟!
اگر جامعه‏ای بخواهد به صلاح و سداد برسد و روی عافیت و پیشرفت را ببیند، زمامداران آن باید خود را به صلاح و سداد بیارایند و از خلاف و فساد و رذایل اخلاقی چشم بپوشند. امام علی(ع) در همه جای نهج‏البلاغه درباره رذایل اخلاقی سخن گفته و زمامداران و عامه مسلمانان را از آن برحذر داشته‏است و حتی به مالک اشتر فرمان می‏دهد با کسانی که در رذایلی همچون بخل، حرص و ترس غنوده‏اند، مشورت نکند:
ای مالک! بخیل را در مشورت خویش دخالت مده که تو را از نیکوکاری بازمی‏دارد و از تنگدستی می‏ترساند. با ترسو نیز مشورت نکن، که در انجام دادن کارها روحیه تو را سست می‏کند. با آزمند و حریص نیز به رایزنی منشین، که افزون خواهی ستمکارانه را در نگاهت می‏آراید؛ زیرا بخل و ترس و حرص، غرایز گوناگونی هستند که ریشه در بدگمانی به خدای بزرگ دارند.
از موارد فوق و دیگر تعابیر در نهج البلاغه به‏دست می‏آید که زمامداران باید دارای این خصوصیات و صفات باشند: همراه بودن با مردم، حقگویی، تعهد، سعی و تلاش، عدالت، امانت، انصاف در برابر مردم، قاطعیت، دور بودن از خودبینی و خودپسندی و منت‏گذاردن برای انجام کار و... .

2. نظارت
یکی از راه‏های مقابله با بروز آسیب‏های ناشی از زمامداران، نظارت همه جانبه است؛ از جمله:
الف) حسابرسی از کارگزاران؛
ب) نظارت بر چگونگی تقسیم بیت المال؛
ج) مراقبت از غارت بیت المال؛
د) نظارت بر گفتار کارگزاران؛
ه ) نظارت بر مکاتبات کارگزاران؛
و) نظارت بر مهمانی‏های کارگزاران؛
ز) نظارت بر رفتار کارگزاران با مخالفان؛
ح) نظارت بر رفت و آمد کارگزاران و شهروندان؛
ط) نظارت و دقت در گزینش کارگزاران.
طبیعی است که این گونه نظارت‏های فراگیر و پیگیری‏های متعاقبِ آن بر تخلف‏های کارگزاران و زمامداران، آسیب‏های وارد آمده را کاهش خواهد داد.
3. عدالت‏خواهی و ظلم‏ستیزی
عدالت‏خواهی و انعطاف‏ناپذیری حضرت زبانزد بود. گاهی اصحابش می‏آمدند و از ایشان می‏خواستند مقداری انعطاف داشته باشند. حضرت می‏فرمود:
از من می‏خواهید که پیروزی و موفقیت در سیاست را به قیمت ستمگری و پایمال کردن حق مردم ضعیف به دست آورم؟ به خدا قسم تا شبی و روزی در دنیا هست، تا ستاره در آسمان در حرکت است، چنین چیزی عملی نیست.
موارد دیگری از روش‏های مقابله
با مراجعه به کلام علی(ع) در نهج‏البلاغه می‏توان موارد زیر را نیز از روشهای مقابله بآسیب‏رسانی زمامداران به حکومت دینی داشت که تجزیه و تحلیل هرکدام از آن نیازمند مجالی دیگر است.
الف) پیروی از الگوهای ارزشمند (پیامبران و ائمه معصوم)؛
ب) تقویت روح مذهبی (اسلام‏گرایی)؛
ج) حق‏طلبی و باطل‏ستیزی؛
د) پارسایی و ساده‏زیستی؛
ه ) یاد مرگ و قیامت و آمادگی برای آن؛
و) هم‏سطح قراردادن زندگی خود با طبقات پایین یا متوسط جامعه،
ز) پرهیز از دنیازدگی؛
ح) پرهیز از خودکامگی؛
ط) پرهیز از اختلاف و گذشت از حق خویش؛
ی) پرده‏پوشی نسبت به عیوب مردم؛
ک) اطلاع‏رسانی صحیح و به موقع به مردم؛
ل) رعایت حال مردم (با تخفیف در مالیات‏ها) در بحران‏های اقتصادی؛
م) رعایت حقوق متقابل زمامداران و مردم؛
ن) تشویق نیکوکاران؛
س) تنبیه خلافکاران؛
ع) سخت‏گیری با خائنان و عفو خطاکاران؛
ف) انتخاب همکاران صالح؛
ص) پرهیز از خونریزی؛
ق) اهمیت دادن به وظایف قانونی؛
ر) اصلاح‏طلبی صحیح در امور؛
ش) امر به معروف و نهی از منکر؛
ت) برطرف نمودن مشکلات اقتصادی کارکنان دولت؛
ث) استفاده از نیروهای صالح و آزمایش شده؛
خ) مشورت در انتخاب همکاران و معاونان.1
(1 احمد رهنمايى، آسيب‏شناسى فرهنگى، مجله معرفت، ش 30، 1378، ص 26)
(2 محمدباقر صدر، سنت‏هاى تاريخ در قرآن، ص 152)
(3- محمدتقى مصباح، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، سازمان تبليغات اسلامى، 1368، ص 145- 148)
فصل پنجم :
فقر
در لغت ، فقير، به معني مسكين‌ و بي‌چيز وغني، مأخوذ از تازي و به معني توانگر و مالدار آمده است . در نهج البلاغه از انواع مختلف و معاني گوناكون فقر سخن به ميان رفته است كه مي توان به فقر اقتصادي، فقر مادي، فقر روحي، فقر علم و آگاهي، فقر ايدئولوژيكي فقر فرهنگي و... اشاره اي داشت كه به چند نمونه آن اشاره خواهيم داشت.
سيره پيامبر و على(ع) و جمعى از بزرگان صحابه نيز بيشتر برگزيدن فقر و ترك تجمّلات دنيا بود، در حالى كه در سياستهاى كشورى و رعايت مصالح اجتماعى با اهل دنيا همكارى كرده و از جامعه و مردم كناره‏گيرى نداشتند.
امام براي درمان فقر راه هاي مختلفي را عنوان مي كند، راه هاي كه عمدتا منشا از درون آدمي دارد. عدم وجود تقوا، ايمان، اخلاق و معنويت و وجود غرور، حسادت و مسايلي از اين دست را باعث بروز فقر مي داند و با برطرف شدن آنها ، فقر نيز درمان مي يابد.
امام علي عليه السلام زمينه ساز و علت بروز فقر را مسايلي چون ؛ شرايط حاكم بر اجتماع، زمامداران زراندوز ، خود را به فقيري زدن ، چپاول معاش فقير، ولخرجي ، حكت خداوند، تصميم هاي بد و فخر فروشي مي داند . براي از بين رفتن فقر نيز راه هاي ويژه اي را بر شمرده و به مردم توصيه مي كند.
در مكتب امام على عليه السلام، همه افراد بشر حق دارند از يك زندگى انسانى بهره‏مند باشند. اين كه ديده مى‏شود گروهى در ناز و نعمتند، و گروهى ديگر با فقر دست بگريبان، يا بخاطر اينست كه ثروتمندان به وظيفه خود عمل نمى‏كنند، و يا بجهت اينست كه فقرا، وظيفه انسانى خود را در تحصيل يك زندگى آبرومندانه انجام نمى‏دهند و يا به اين علت است كه زمامداران مردم شايسته‏اى نيستند و در تدبير اداره امور و طرح پروژه‏هاى صحيح و بر قرارى عدالت اجتماعى عاجزند. در هر صورت اگر در جامعه اسلامى افرادى پيدا شدند كه از زندگى انسانى بى بهره بودند، در مكتب امام عليه السلام تأمين زندگى تنها بعهده حكومت اسلامى است چنانكه آن حضرت در فرمان تاريخيش به مالك اشتر تأكيد مى‏كند. امام عليه السلام نه تنها حق بهره‏مندى از يك زندگى انسانى را براى همه افراد جامعه طبق اين فرمان ضرورى مى‏داند، بلكه اين حق را شخصا حتى براى غير مسلمين نيز در دوران حكومت چند ساله‏اش پياده فرموده است. سيري در زندگاني و سخنان امام عليه السلام نشان مى‏دهد كه، دنياى بشريت پيش از آنكه در فكر افراد بى نوا و درمانده بيافتد و زندگيشان را از راه آبرومندى تأمين نمايد، در مكتب علوى اين گروه داراى زندگى انسانى بوده‏اند.
امام فقر را مرگي بزرگ مي‌داند " فقر ، مرگ بزرگ است . "
اين كه از فقرو تنگدستى به نوعى مردن تشبيه شده است، به دليل آن است كه شخص بى‏چيز، از خواسته‏ها و مقاصدى كه سرمايه زندگى مادى است بريده و به خاطر از دست دادن آنها غمگين است. و اما اين كه بزرگتر است، چون در طول زندگى شخص تنگدست، غمها و سختيهاى تنگدستى پياپى مى‏رسد، امّا غم مردن يك‏باره است. "
امام عليه السلام از زاويه ديگري نيز به مسئله فقر نگاه مي كند . خداوند چنان كه بندگان خود را با مبتلا ساختن به فقر و نيازمندى و گرفتار ساختن به مشقتها و ناگواريها مى‏آزمايد همچنين آنان را به افزودن اموال و فرزندان آزمايش و امتحان مى‏كند.
" أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ "
"... يعنى گنهكاران مى‏پندارند ما كه اموال و امور دنيوى آنان را زياد مى‏كنيم، اين امر دليل رضايت و خشنودى ما از كارها و عقايد پست آنان مى‏باشد، و حال آن كه چنين نيست بلكه ايشان بى‏خبراند از اين كه آنچه به ايشان داده‏ايم براى امتحان و آزمايش آنهاست و اين امور بر بلا و گر فتارى آنان مى‏افزايد... "
معاني فقر در نهج البلاغه
در نهج البلاغه از انواع مختلف و معاني گوناكون آن سخن به ميان رفته است كه مي توان به فقر اقتصادي، فقر مادي، فقر روحي، فقر علم و آگاهي، فقر ايدئولوژيكي فقر فرهنگي و... اشاره اي داشت كه به چند نمونه آن اشاره خواهيم داشت.
الف : فقر به معناي نياز مالي
"... درجات فقر از نظر شدّت و ضعف متفاوت است. گاهى منظور از فقر نيازمندى به مال است و گاه نيازمندى به فضيلت هاى نفسانى و آمادگى است ...گاهى مقصود از نيازمندى، هر دو صورت ياد شده است، مالى و كمالات نفسانى ... "
"... و گاهى فقر در اين جا بر معناى ظاهرى كه همان نيازمندى به مال يا نداشتن مال است حمل مى‏شود... "
ب : فقر به معناي سادگي
"...گاهى منظور از آن: يك نوع سادگى در زندگى و مبارزه با تجمل پرستى، همراه با آزادگى و بيدارى است... "
فقر همة اولياء و اصفيايالهي به اين معناست. آنها با انتخاب اين شيوه در حقيقت مبارزه‌اي بي‌امان را با زراندوزي، فخر فروشي، خودبزرگ بيني و تجمل گرايي را سرلوحة مبارزات خود قرارداند و البته به اين فقر، فخر هم مي‌كردند.
كشكول فقر، شد سبب افتخار ما اي يار دل فريب، بيفزاي افتخار
"الفقر فخري " فقر افتخار من است
يك ذره ز حد خويش بيرون نشود خود بينان را معرفت افزون نشود
آن فقر كه مصطفي بر آن فخر آورد آنجا نرسي تا جگرت خون نشود
ج: فقر به معناي مطلق ناداري
" ... واژه فقر ـ نادارى ـ گاهي اعمّ از معناى متعارف و رايج آن تلقّى و بر معناى مطلق نادارى و نيازمندى حمل شود تا ستايش خداوند تعميم يابد، چنان كه غنا نيز به معناى سلب مطلق نيازمندى مى‏باشد، و چون ثابت است كه هر ممكن الوجودى در وجود و بقاى خود محتاج خداست و همه موجودات روى نياز به او دارند، و او پديد آورنده و برپا دارنده وجود انسان است لذا ثابت مى‏شود كه برطرف كننده نياز هر موجود بلكه هر ممكن، خداوند متعال است "
"...گاهى غنا گفته مى‏شود و منظور از آن بى نيازى است و گاهى گفته مى‏شود و مقصود از آن به دست آمدن كارهايى است كه بدان نياز دارد و به هر دو معنى، در مقابل فقر مى‏باشد. "
د : فقر به معناي ناداني
" هر فقرى رخنه‏اش بستنى است جز فقر نادانى " (كه چاره‏اش نشدنى است)
لا فقر اشدّ من الجهل.
" نياز و فقرى، زيانبرتراز نادانى نيست "
مقصود از فقر در اين جا نيازمندى به فضيلتها و استعداد مى‏باشد . سخت‏ترين درجات كاهش عقل، نداشتن استعداد است كه لازمه‏اش خالى بودن انسان از فضايل و كمالات نفسانى است.
ذ: فقر روحي
تجربه و مشاهدات تاريخى بروشنى نشان داده است كه فقر اقتصادى اغلب مستند به فقر روحى انسان‏هايى بوده است كه حيات مطلوب خود را در تورم خود طبيعى بوسيله مواد اقتصادى و ثروت و مالكيت‏هاى بيحساب خلاصه مى‏كردند.
علل بروز فقر
الف : شرايط حاكم بر جامعه
يكي از مواردي كه باعث بروز فقر در اجتماع مي شود شرايط اجتماعي ، سياسي و فرهنگي موجود در جامعه است. اينكه چه كسي بر مردم حكومت مي كند؟ ميزان اهتمام حاكم در برقراري عدالت اجتماعي تا چه اندازه است؟ برخورد و عكس العمل مردم در برابر حاكم چگونه است؟ ميزان عمل به احكام اسلامي توسط حاكم و مردم تا چه اندازه است؟ نحوه عمل بزرگان جامعه در برابر مردم ، حضور جدي پرهيز كاران و دلسوزان دين و مواردي از اين دست، از مسايلي است كه در بروز زود هنگام فقر در جامعه مؤثر خواهد بود.
" ...چه بسيار پرهيزكارانى كه وقت خود را تلف كرده‏اند و چه بسيار زحمتكشانى كه در پايان زيان برده‏اند. در زمانى قرار گرفته‏ايد كه نيكى به طرف نقص و شرارت به طرف افزايش رهسپار است و شيطان تمام طمع خود را صرف هلاكت انسان كرده است. اينك زمانى فرا رسيده كه نيروى او تقويت شده، نيرنگهايش همگانى گرديده و به طعمه خود دست يافته است. به هر گوشه‏اى از اجتماع مى‏خواهى نگاه كن: فقيرى را مى‏بينى كه با فقر دست و پنجه نرم مى‏كند، يا ثروتمندى را كه نعمت‏هاى خدا را در غير رضاى خدا صرف مى‏كند يا بخيلى را مى‏بينى كه بخل او را ناگزير كرده حق خدا را نپردازد و يا گردنكشى را مى‏بينى كه گوشش براى شنيدن پند و اندرز سنگين است. خوبان و شايستگان شما كجا رفتند؟ آزادگان و دست و دلبازانتان كجا هستند؟ آنانكه در كسب و كار خود پرهيز مى‏كردند و در عقائد خويش دقت نشان مى‏دادند چه شدند؟ مگر تمام آنان از اين دنياى پست كوچ نكردند و رفتند و از لذت‏هاى آن محروم گرديدند؟ مگر ته مانده‏اى بيشتر گذاشته‏اند كه در اثر بى ارزشى لب براى مذمت آن باز نمى‏گردد و اعتنايى به نام آنان نمى‏شود؟ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا: ما همه در اختيار خدا هستيم و به او باز مى‏گرديم. فساد جامعه را فرا گرفته، نه منكرى تغيير مى‏كند و نه كسى جلوگيرى مى‏نمايد آيا با همين روش مى‏خواهيد در خانه قدس الهى همسايه‏ى خدا گرديد و گرامى‏ترين بندگان شايسته در نظر خدا باشيد افسوس خدا در مورد بهشت گول نمى‏خورد و خوشنودى او فقط از طريق فرمانبردارى‏اش بدست مى‏آيد. لعنت بر كسانى كه امر بمعروف مى‏كنند و خودشان عمل نمى‏نمايند. لعنت بر آنانكه نهى از منكر مى‏كنند اما خودشان آن را انجام مى‏دهند... "
ب : زمامداران زراندوز
"... و بيچارگى و فقر آنها بخاطر آن است كه زمامداران به جمع اموال مى پردازند و نسبت به بقاى حكومتشان بدگمانند، و از تاريخ زمامداران گذشته عبرت نمى‏گيرند... "
ج: فخر فروشي
" ... فخر كردن و باليدن در حالت غنا و توانگرى تخم پريشانى در فقر و پريشانى مى‏كارد (و يا مى‏ترساند خوارى را در پريشانى، چون وقتى همين ثروتمند فقير شد ديگر كسى به او اعتناء نخواهد كرد.)
د : حكمت الهي
"... فقراء، حسد و كينه و تنافس نورزند از ديدار حال اغنياء، و اغنياء مفتون مال و ثروت نبوده و دل باختگى دنيا ايشان را از عقبى باز ندارد، در پى اعمال خالصه باشند از رياء و سمعه بپرهيزند ... تمام امور مربوط بتقدير و قضاء الهى بوده، ثروت و غنا و فقر مقتضاى حكمت و مصلحت الهيّه است، عاقل تدبّر و تأمّل نموده بتقدير الهى راضى و شاكر باشد، به فتنه مفتون نگردد... "
و: جپاول معاش فقير
غصب حق و حقوق مردم توسط پولداران و ثروتمندان و زورمداران جامعه ، در طول تاريخ وجود داشته و يكي از مهمترين عامل بروز فقر و تنگدستي مردم بوده است.
ما منع فقير الّا بما متّع به غنىّ
"... هيچ فقيرى از معاش خود محروم نمانده است، مگر اين كه يك غنى از حق مالى آن فقير بهره‏مند گشته است "
ز : ولخرجي
التّبذير عنوان الفاقة.
" ولخرجى نشانه و سرآغاز فقر و نيازمندى است. "
هزينه‌هاي بيهوده در طول زندگي نيز باعث فقر و تنگدستي و نيازمندي مي‌شود. هزينه‌هاي بطور قطع و يقين نوعي ولخرجي قلوداد مي‌شود.
ح : تصميم نابجا
درطول زندگي فراز ونشيب هايي براي آدمي وجود خواهد آمد ، بحران هايي در جامع شكل خواهد گرفت كه همه آنها نيازمند اخذ تصميم هايي مدبرانه و هوشمندانه است . چه بسا يك تصميم نابجا در چنين مواقعي باعت بروز بحراني جديد در زندگي شود كه خلاصي از آن ممكن نيست و از طرف ديگر با يك تصميم منطقي، انسان به راحتي از سختي خلاصي يافته و نجات پيدا خواهد كرد.

سوء التّدبير مفتاح الفقر.
" تدبير بد، كليد فقر و نادارى است "
"لا فقر مع حسن تدبير "
به همراه حسن تدبير، فقر نيست.
ط: حسد ورزي
روى سخن امام عليه السلام با تهيدستان و محرومان از دنيا است كه آتش حسد و بدبينى را بر فقر مادّى علاوه نكنند تا از لذات ديگر زندگانى محروم نشوند و وحدت اجتماعى را مختل ننمايند چه با اختلال اجتماع، دچار پراكندگى ديگرى مى‏شوند. يكى از دانشمندان مي‌گويد: ملتى ذليل نشد مگر آنكه قبل از آن ضعيف شد، و ضعيف نشدند مگر آنكه متفرق شد، و متفرق نشد مگر آنكه در روش زندگانى مختلف گشت، و مختلف نشدند مگر آنكه به هم حسد ورزيدند، حسد به ميان نيامد مگر آنكه جمعى منافع شخصى را بر صلاح ديگران برگزيدند.
ي: ترك جهاد
در آيات قرآن مجيد و روايات، اهمّيتى به جهاد داده شده است كه به كم‏تر چيزى داده شده، به خصوص اگر جهاد را به معناى گسترده و در مورد جهاد با دشمن درون و بيرون تفسير كنيم كه تمام برنامه‏هاى الهى و دينى را فرا مى‏گيرد. در احاديث مختلفي از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه اطهار در اهميّت جهاد گفته شده كه اگركسى كه جهاد را ترك كند، خداوند، لباس ذلّت بر او مى‏پوشاند و در زندگى مادّى نيز گرفتار فقر و تنگدستى مى‏شود و دين او بر باد مى‏رود . ازاين احاديث، به خوبى، استفاده مى‏شود كه ترك جهاد، هم زندگى معنوى انسان را به خطر مى‏افكند و هم زندگى مادّى او را.
ن: خيانت در امانت
اگرنظام ارزشى جامعه كه معيارى است براى سنجش نيكى‏ها و بدى‏ها، واژگون گردد، ظهور پديده‏ فقر در آن جامعه دور از انتظار نيست، معروف منكر مى‏شود، و منكر معروف. ديو به صورت فرشته نمايان مى‏شود، و فرشتگان در نظرها به صورت ديوان با نهايت تأسف اين موضوع در عصر و زمان ما نيز به طور گسترده ظاهر شده، كه حيله‏گران مكار و پيمان شكنان در عرصه سياست جهان به عنوان سياستمداران لايق شناخته مى‏شوند، و آنها كه پايبند به عهد و پيمان الهى و انسانى هستند افرادى ساده انديش و خام و بى‏تجربه. ممكن است در كوتاه مدت پيمان شكنى و حيله‏گرى منافعى براى صاحبش به بار آورد، و او را در سياستش موفّق سازد، ولى بى‏شك در دراز مدّت فقر فراگيرشده وشيرازه‏هاى اجتماع را از هم مى‏پاشد. اين درست به فرد متقلّبى مى‏ماند كه با چند بار تقلب در معاملات سرمايه‏اى مى‏اندوزد، ولى هنگامى كه تقلب و نيرنگ او گسترش يافت چرخهاى اقتصادى از كار مى‏افتد، و همه در گرداب ضرر و زيان فرو مى‏روند. روى همين جهت بسيارى از افراد بى‏ايمان و بى‏بند و بار براى حفظ منافع دراز مدّت خود سعى مى‏كنند اصل امانت و احترام به قرارداد را در معاملات خود حاكم كنند، مخصوصا در برنامه‏هاى اقتصادى در دنياى امروز از سوى شركتهاى مهم بيگانه اين اصل رعايت مى‏شود، تا با جلب اعتماد ( و به اصطلاح امانت داري) ديگران بتوانند منافع سرشار خود را تضمين كنند.
نكته پاياني در اين مبحث اينكه برخي از ناآگاهان مى‏گويند: قرآن كه اصيل‏ترين منابع مكتب اسلام است، معاش و روزى مردم را به قضا و قدر حواله مى‏كند و اختلاف انسانها را در بهره‏بردارى از مواد معيشت، يك قانون ضرورى تلقى مى‏كند. اين ادعا، بسيار دور از حقيقت است.
ما در اين مبحث تنها به مفهوم قضا و قدر و ارتباط آن با معاش مردم اشاره مى‏كنيم: قضا يعنى حكم خداوندى، قدر يعنى هندسه منظمى كه از آن قضا در جريان هستى نقش مى‏بندد. با نظر به صدها دليل قرآنى و عقلى و حديثى، چنانكه ضرورت كار و كوشش براى تحصيل معاش و استخراج مواد اقتصادى حيات از طبيعت، به وسيله قواى مغزى و عضلانى همه و همه مربوط به قضاى الهى است كه بايد در هندسه عالم هستى نقش ببندند، همچنين لزوم گرفتن حق و دريافت ارزشهاى واقعى كار و فعاليتهاى فكرى و عضلانى نيز از قضاء الهى سرچشمه مى‏گيرد و به وسيله معرفت و آگاهى و قدرت آدمى در هندسه حيات و عالم هستى نقش مى‏بندد.
كار و كوشش براى تهيه معاش و گرفتن حق و دريافت ارزشهاى واقعى كار و فعاليتهاى فكرى و عضلانى، مورد مشيت خداوندى در قضا و قدر مى‏باشند. مسئله‏اى به نام اختلاف مردم در بهره‏بردارى از رزق وجود دارد و اين چيزى نيست كه قابل انكار و ترديد بوده باشد و هيچ مكتب و ايده‏ئولوژى و قوانين علمى هم نمى‏تواند اين پديده را منتفى بسازد، زيرا اختلاف در كميت و كيفيت رزق كه بطور طبيعى حتى در اشتراكى‏ترين جوامع دنيا در موضوعات اقتصادى وجود دارد، نمى‏توان با فقر و ثروتمندى‏هاى ناشى از چپاولگرى و استثمار و از ارزش انداختن نيروهاى حياتى مردم كه منشأ كارهاى فكرى و عضلانى آنها است، مخلوط كرد1.
1( بخشى‏اززيبايى‏هاى‏نهج‏البلاغه‏، جورج جرداق‏، م: محمدرضاانصارى‏ ،كانون‏انتشارات‏محمدى‏، 1373، اول ، تهران‏ )
2(.‏ترجمه‏وتفسيرنهج‏البلاغه، محمد تقى جعفرى‏ ، دفترنشرفرهنگ‏اسلامى، 1376، سوم، تهران)
3(ترجمه‏گوياوشرح‏فشرده‏اى‏برنهج‏البلاغه، محمدرضاآشتيانى، محمدجعفرامامى، ‏هدف‏، اول، قم)‏
نتیجه ‏گیری
حاصل این مباحث این است که پرداختن به موضوع آسیب‏شناسی اجتماعی در جامعه کنونی با توجه به حکومت اسلامی و نظام ولایی، ضرورتی انکارناپذیر است. آشنایی با دیدگاه امام علی(ع) و بهره‏گیری از آن در این خصوص، با تکیه بر نمونه‏های تاریخی، می‏تواند الگویی علمی و عملی برای کارگزاران نظام باشد و نظام اسلامی را از خطرهایی که می‏تواند آن را به انحراف بکشاند یا مضمحل سازد، نجات دهد.
اسراف و اتراف فرمانروايان و رجال بزرگ اسلامى بالاخره اثر شوم خود را در اجتماع خواهد گذاشت و به نابودى و انفجار جامعه كمك خواهد كرد. قرآن مجيد اين حقيقت را در ضمن آيه بخوبى بيان فرموده و به پيروان خود هشدار داده است :
"وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين‏ ".
"از ثروت خود در راه خدا انفاق كنيد و با دست‏هاى خود، خود را بمهلكه و نابودى نيفكنيد ". از اين آيه قرآن چنين استفاده مى‏شود كه اگر ثروت ملّى در راه خدا و بسود جامعه مصرف نشود سرنوشت آن ملت بهلاكت و سقوط مى‏انجامد. اگرثروت ها در راه مصالح ملت مسلمان و تعليم و تربيت و ارشاد جامعه و پيشرفت اقتصادى و آبادى و عمران سرزمينهاى اسلامى و رفاه عمومى بكار مى‏رفت آيا هم‏اكنون باز هم شاهد اين هلاكت‏ها و فقر اقتصادى كه گريبانگير ملل عقب‏افتاده اسلامى شده است بوديم اگر اين ثروتها در راه اعتلاء و شكوهمندى مسلمانان صرف مى‏شد امروز سايه شوم استعمارگران و استثمارگران بى‏رحم را بر سر ملل ضعيف مسلمان مى‏ديديم
اسلام مبانى اقتصادى خود را طورى تنظيم كرده كه اگر پياده شود از فقر ، نام و نشانى در جامعه باقى نمى‏ماند، اما اگر روزى در جامعه به واسطه پياده نشدن مبانى اقتصادى اسلامى، فقيرى وجود داشته باشد بايد زمامدار وقت، زندگى بسيار ساده و هماهنگ با فقرا داشته باشد. تامين و تنظيم زندگى مادى فردى و دسته جمعى، بطورى كه هيچ انسانى تا آنجا كه امكانات جامعه و محيط اجازه مى‏دهد، دچار فقر و وابستگى اقتصادى اهانت‏بار نگردد. اين اصل بدون مديريت منطقى مسائل اقتصادى از طرف هيئت حاكمه عادل امكان‏پذير نخواهد بود.
از اساسى‏ترين عوامل بى‏نيازى در اقتصاد، اين است كه حاكم، با شدت هر چه تمام از اسرافگرى و كامكارى و مال اندوزى وابستگان خود و ديگر تبهكاران جلوگيرى نمود.
" ...اگر رفاه و آسايش مادى يك جامعه كاملا آماده شده باشد و فقر و نياز بكلى مرتفع گردد، آن جامعه هر گونه ناگوارى و درد و بدبختى را از خود دور كرده و افراد آن ذاتا عوض ميشوند و خود خواهى و زورگوئى و سودجوئى شخصى را به دور مى‏اندازند... "
1(جلوه‏هاى‏حكمت‏، سيد اصغر ناظم زاده قمى ، مركزانتشارات‏دفترتبليغات‏اسلامى‏، 1375، دوم، قم ‏-با تلخیص)
پیشنهادها
ارائه ی یک تحقیق علمی در رابطه با موضوع آسیب ها و انحرافات از دیدگاه امام علی(ع) بسیار شیرین و زیبا و از جهاتی واقعاُ مشکل است یکی از عمده ترین مشکلات عدم وجود کتاب های گوناگون در رابطه با این موضوع یا حداقل دسترسی مشکل به آنهاست.همچنین عدم وجود پایان نامه یا تحقیق دانشگاهی در این رابطه که البته این نشاندهنده بدیع بودن این موضوع است .همچنین با مطالعاتی که در این رابطه داشتم این نکته برایم روشن شد که علاوه بر تاکید مقام معظم رهبری و امام خمینی (ره) بر انجام کارهای تحقیقاتی در رابطه با ائمه اطهار و بالاخص امام علی(ع) متاسفانه کار چندانی در این رابطه انجام نگرفته است.امید است در رابطه با این موضوع ارزنده در آینده ای نزدیک کارهای ارزنده ای صورت پذیرد.
تهیه وتنظیم : گروه علوم اجتماعی واقتصاد شهرستان شهرضا
منابع
1.نهج البلاغه
2.بخشى‏اززيبايى‏هاى‏نهج‏البلاغه‏، جورج جرداق‏، م: محمدرضاانصارى‏ ،كانون‏انتشارات‏محمدى‏، 1373، اول ، تهران‏
3. ترجمه‏وتفسيرنهج‏البلاغه، محمد تقى جعفرى‏ ، دفترنشرفرهنگ‏اسلامى، 1376، سوم، تهران‏
4. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، قم، صدرا، 1377، ج 2
5. عبدالمجيد معاديخواه، فرهنگ آفتاب، ذره، 1372، ج 1
6.جلوه‏هاى‏حكمت‏، سيد اصغر ناظم زاده قمى ، مركزانتشارات‏دفترتبليغات‏اسلامى‏، 1375، دوم، قم
7.ترجمه‏نهج‏البلاغه،سيد رضى، مترجم مصطفى‏زمانى‏، نشرنبوى‏، 1378، دوازدهم، تهران‏ .
8. گروه محققين، درآمدى بر جامعه‏شناسى اسلامى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه
9. احمد رهنمايى، آسيب‏شناسى فرهنگى، مجله معرفت، ش 30، 1378
10.محمدباقر صدر، سنت‏هاى تاريخ در قرآن، ص 152
11.گروه محققين، مسائل جامعه‏شناسى از ديدگاه امام على عليه السلام، بنياد نهج‏البلاغه، قم، 1375
12.محمدتقى مصباح، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، سازمان تبليغات اسلامى، 1368
13.آقایی،محمد رضا،1380،شماره12
14.امام خمینی (ره)،1361،جلد1
15بروس کوئن،ترجمه غلامعباس توسلی
16.صدیق سروستانی ،رحمت الله،آسیب شناسی اجتماعی،1386

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری